سرازير شد اما چيزى از آب و مواد غذائى آن روى زمين نريخت ، ابو ذر از منزل خارج شد ، سخت ناراحت بود ، در اين باره فكر مىكرد ، ناگاه با على ( ع ) برخورد نمود . آن حضرت پرسيد :
ابو ذر چرا از منزل سلمان بيرون آمدى ؟ چرا ناراحت به نظر مىرسى ؟ ، جريان را گفت ، امام فرمود :
اى ابو ذر اگر آنچه سلمان مىداند براى تو باز گو كند ( چون انديشهات كشش ندارد ) خواهى گفت : خدا قاتل سلمان را رحمت كند شايد ( خيال ميكنى اين كارها را وسيله سحر و جادو انجام مىدهد ) اى ابو ذر ! سلمان از بابهاى الهى است كسى كه او را درست بشناسد و قبول داشته باشد مؤمن و آنكه انكارش كند كافر خواهد بود ، سلمان از ما اهل بيت است .
در تواريخ آمده كه سلمان فرماندار مدائن بود ولى با برگها و الياف درخت خرما بافندگى مىكرد ، مىفروخت و از آن امرار معاش مىنمود .
و نيز در تواريخ اسلامى رسيده كه سهميه سلمان از بيت المال پنج هزار ( درهم يا دينار ) بود ولى او همه را در راه خدا خرج مىكرد و براى معاش ، از طريق كار اقدام مىنمود .
4 - رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده است :
« لو كان الدين فى الثريا لناله سلمان » : اگر دين در ستاره ثريا هم باشد سلمان به آن مىرسد .
5 - سه روز پس از دفن پيامبر ( ص ) ، سلمان طى يك سخنرانى براى مردم فرمود :
اى مردم ! سخن مرا بشنويد ، سپس در آن تعقل نمائيد ، خداوند به من علوم بسيارى بخشيده . اگر آنچه من از فضائل امير مؤمنان عليه السلام مىدانم برايتان باز گو كنم ، عدهاى از شما خواهند گفت :
سلمان ديوانه است و عدهاى ديگر مىگويند : خدايا قاتل سلمان را رحمت كن !
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 484
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٨٤