كيلومترى مدينه در قسمت خيبر .
فدك در سال هفتم هجرى بدست پيامبر اسلام افتاد . جريان آن از اين قرار بود :
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پس از محاصره خيبر و در هم شكستن قدرت يهود در آن محيط ، و عطوفت و مهربانى آن حضرت نسبت به چند قريه از آن آباديها مردم آبادى فدك حاضر شدند با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مصالحه كنند كه نصف سر زمين آنها اختصاص بپيامبر ( ص )
داشته باشد و نصف ديگر از آن خودشان ، در عين حال كشاورزى سهم پيامبر به عهده خود آنها باشد و در برابر زحماتشان مزد بگيرند بنا بر اين با توجه به آيهء 6 سوره حشر كه مىفرمايد :
« وَ ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَما أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَ لا رِكابٍ وَ لكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلى مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ »
اين قسمت زمين ملك پيامبر گرديد و پيامبر به آن گونه كه مىخواست در آن تصرف مىكرد تا آيه
« وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ » « 1 »
، حق ذوى القربى را به آنها بده نازل شد ، پيامبر از جبرئيل پرسيد منظور از اين آيه چيست ؟ پاسخ داد : فدك را بفاطمه ببخش تا براى او و فرزندانش مايهء زندگى باشد و عوض از ثروتى باشد كه خديجه ( ع ) در راه اسلام مصرف كرده است .
پيامبر ( ص ) فاطمه ( ع ) را خواست و فدك را به او بخشيد ، از اين ساعت ملكيت پيامبر پايان يافت و فدك ملك فاطمه ( ع ) شد . اين جريان تا زمان وفات پيامبر ادامه داشت .
ولى پس از رحلت آن حضرت و تسلط ابو بكر بر خلافت ، فدك را از
هامش
1 - سورهء اسراء ( 17 ) ، آيهء 26 .