برويد ، آزاديد ، بر شما باكى نيست .
( شرح خوئى جلد 18 ص 286 )
4 - لقد حن قدح ليس منها . . .
اگر يكى از چوبهاى برد و باخت ، كه هنگام قرعه به كار مىرفت هم جنس با ديگران نبود وقتى چوبها را حركت مىدادند و صدائى غير از صداى بقيه مىداد از اينجا مىفهمند در اينها چوبى است كه از جوهر آنها نيست اين بعدا ضرب المثل شد و در مورد شخصى كه افتخار به قبيلهاى ميكرد در حالى كه خود از آنها نيست به كار مىرفت و ضرب
المثل فارسى آن « من آنم كه رستم بود پهلوان است » اينجا معاويه خودش را جزو مهاجران مىداند و مطالبى را نسبت به خود مىدهد ، در صورتى كه ربطى به او ندارد و همچون چوب برد و باخت ناهمجنس ، از مهاجران بيگانه است او فردى است كه از معنويات آنها و مبارزات و تلاش مهاجرانى بىبهره است پس چگونه مىتواند آنها را درجه بندى كند و حتى در باره آنها سخن بگويد ؟
( شرح خوئى جلد 19 ص 96 )
5 - فانا صنايع ربنا .
منظور از اين جمله اين است كه خداوند اهل بيت را برگزيده و مورد نعمت هدايت خود قرار داده و اين نعمت هدايت پروردگار بلاواسطه به آنها مىرسد اما ديگران بواسطه اهل بيت از اين نعمت بهرهمند ميشوند .
« عبده » در شرح خود مىگويد : آل پيامبر اسراء احسان خداوندند و مردم اسيران فضل آنها و « صنيع » به اين معنى است كه چيزى را آن چنان به خود اختصاص دهى كه گويا ساخته دست خودت مىباشد .
6 - منظور از اسد اللّه حمزه است
، پيامبر اين لقب را بوى داد و علتش هم همان شجاعتى كمنظيرى بود كه در راه اسلام از خود نشان داد .
( شرح خوئى ص 120 ج 19 ) و منظور از « اسد الاحلاف » ابو سفيان است كه احزاب را براى جنگ و نبرد با