كه امام از ناحيه پيامبر و خدا منصوب به خلافت شده است .
( 442 . )
اين نامه در كتاب « ابن عثم كوفى » ( الفتوح 1 ابن عثم كوفى - الفتوح - جلد 2 صفحه 431 ) جلد 2 صفحه 431 و در كتاب « الكامل 1 مبرد - الكامل - جلد يك صفحه 193 » « مبرد » جلد يك صفحه 193 و در كتاب « صفين 1 نصر ابن مزاحم - صفين - صفحه 64 » نوشته « نصر ابن مزاحم » صفحه 64 نقل شده است .
اين از نامههائى است كه امام ( ع ) در جواب نامه معاويه در اواخر جنگ « صفين » نوشته است .
( مصادر نهج البلاغه و اسانيده 2 - مصادر نهج البلاغه و اسانيده - جلد سوم صفحه 211 جلد سوم صفحه 211 )
( 443 . )
اين نامه را « نصر بن مزاحم » در كتاب « صفين 1 نصر بن مزاحم - صفين - صفحه 55 » صفحه 55 و « ابن عبد ربه » در كتاب « عقد الفريد 1 ابن عبد ربه - عقد الفريد - جلد 2 صفحه 232 طبع الازهر » جلد 2 صفحه 232 طبع الازهر آوردهاند .
( مصادر نهج البلاغه و اسانيده 2 - مصادر نهج البلاغه و اسانيده - جلد 3 صفحه 214 جلد 3 صفحه 214 ) در باره « جرير » كه او كيست و رسالت او چه بوده است ؟ به جلد اول ذيل شمارهء 136 مراجعه فرمائيد .
( 444 . )
اين نامه قسمت آخر نامهاى است كه امام ( ع ) در پاسخ « معاويه » نوشته است . و سبب نوشتن آن اين بوده كه :
« ابو مسلم خولانى » با عدهاى از مردم آباديهاى شام پيش از آنكه « على ( ع ) » بسوى صفين حركت كند پيش معاويه رفتند و از خواستند كه با على ( ع ) كه داراى مقام بلندى از نظر صحبت و همراهى با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، قرابت و خويشا - وندى با آن حضرت ، هجرت و سبقت در اسلام است جنگ ننمايد .
معاويه به آنان پاسخ داد كه على ( ع ) كشندگان « عثمان » را پناه داده ، اگر آنها را