بارى ، با توجه به آنچه دربارهء « إله » و الوهيت گفتيم ، راز تكرار و استيناف تعبير « الهى » در سر فصلها و آغاز فرازهاى اين مناجات روشن مىشود ، و در نخستين فرازى كه پس از اين منادى آمده تلقين توحيد ذات واجب الوجود در الهيّت است ، يعنى چنان كه در وجوب وجود ، فرد و بى شريك است ، همچنان در آفرينش و تدبير امور آفريدگان از اعطاى روزى و ديگر كمالات وجودى و ايصال نفع و ضرر و غير اينها ، فرد است و شريك ندارد ، و « لا إله الا اللَّه » و دعا كننده با التماس و تضرّع عرض مىكند :
الهى : اى قبله حاجاتم ! اگر از خيرات و عطايا محروم و بى نصيبم سازى ، كيست آن كس كه روزيم گرداند ؟ و اگر خوار و بى يارم فرمايى ، كيست آن كس كه ياريم نمايد ؟ يعنى زمام همه امور از اعطا و امساك كلا در قبضهء اقتدار تو است و همگى ملك تواند و تويى « مالك الملك تؤتى الملك من تشاء و تنزع الملك ممّن تشاء » .
اين التماس و پناهندگى به حضرت « إله » از سرشت گريز از ظلمت نقصان ، نشأت گرفته است و دعا كننده خوف خويش را از حرمان رزق الهى فاش مىسازد ، و محروميت از رزق ملازم با نقصان و كاستى و احيانا لحوق به عدم است و عالم امكان جملگى دچار اين خوف به تناسب نشأه خويشند ، زيرا اعيان همهء ممكنات با وجود عاريتى ظاهر گشتهاند و
ان يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَ يَأْتِ بِخَلقٍ جَديدٍ وَ ما ذلِكَ عَلى اللَّهِ بِعَزيزٍ
. « 1 »
هامش
( 1 ) إبراهيم - 19 .