Skip to main content

شرح مناجات شعبانيه ( فارسى ) — Page 81

Contributors:

P.81
سرّ قضيّه روشن شود و چون آمدند بر در خانه و در را زدند ، داماد آمد و ديده‌اش بر حضرت روح اللَّه عليه السّلام افتاد ، حضرت فرمودند : اجازه مىدهيد سؤالى از همسرت بكنم ؟ پس از استذان و ورود حضرت از نو عروس پرسيد : شب گذشته چه كار خيرى انجام داديد ؟ عرض كرد : اهل و عشيره‌ام كه به فكر تهيه فرستادنم به خانه شوهرم بودند ، سائلى آمد تقاضاى خيرى كرد ، كسى به او پاسخ نداد و من بطور ناشناس خيرى به او دادم ، حضرت فرمودند : از بستر خويش دور تر برو ، او نيز برخاست فاصله گرفت ، ناگهان چشم حضار به افعى بزرگى افتاد كه دم خود را دندان گرفته بود حضرت عليه السّلام فرمودند : صدقه‌اى كه دادى خداوند متعال اين بلا را از تو باز گردانيد . « 1 »
Footnote
( 1 ) ج 4 ، ص 94 .
شرح مناجات شعبانيه ( فارسى ) — Page 81 | محمد محمدى گيلانى