بين سمع ذاتى و بين اشيا با احداث و ايجاد صورت مىپذيرد كه در واقع عين ايجاد است و همهء موجودات قائم بدانند و در منطق قرآن از اين رابطه و اضافه به « القيوم » تعبير شده است :
« اللّه لا إله الاّ هو الحى القيوم » .
« 1 » نتيجه آنكه اتصاف خداى - عزّ و جلّ - به اين صفات ، بر خلاف اتصاف ما به اين صفات است ، زيرا آن ذات اقدس ، پديدآور همهء معلومات و مسموعات و مبصرات و مقدورات امكانى است و جملگى تجلّى و پرتوى از حسن ازلى آن حضرتند ، و رابطه و اضافهء آن ذات واهب العطايا به اعيان و اشيا رابطه و اضافهء قيّومى است كه لزوما بر همهء موجودات كه متقوّم به آنند ، تقدّم بالذات دارد و اين رابطه و اضافه است كه كسوت مسموعيّت و صفات كماليه ديگر بر اندام همه حقايق ممكنه پوشانده و به مضاف إليها ، وجود و كمالات وجودى ارزانى داشته است .
ولى اتصاف ما به اين صفات ، به نحوى مرهون سبق وجود اعيان ممكنه و متأخر از آنهاست ، مثلا رابطه و اضافهاى كه بين سامع و مسموع ، ادراك مىكنيم همانا رابطه و اضافهاى است كه يكى از مقولات نهگانه عرضيه است كه بعد از ادراك وجود طرفين اضافه ، مورد انتزاع ما مىگردد و سپس طرفين به وصف متضايفين ، متّصف مىشوند .
پس اضافه قيومى ، مقوم مضاف إليها و بخشاينده هستى
هامش
( 1 ) بقره - 255 .