با ابتدا نمودن به « ربّنا » و التجا با حالت عويل و آه ، به مرتبهء ربوبيّت خداى رحيم و رحمن از تصريح به سؤال اينكه ما را بيامرز و به ما رحمت آر ، دم فرو بستند ، زيرا التجاء و ابتهال به مرتبهء ربوبيّت كه مالك و مدبّر همهء امور و متمّم نقصها و عيبها و جابر شكستگيها است ، خود رساترين بيان براى مسألت و فصيحترين زبان تمنّا و استدعاى برخوردارى از فيض آن مرتبه است و روشن است كه با چنين حالى از ذلّت و مسكنت و اعتراف به ظلم به نفس ، در اين درگاه از پى حشمت و جاه نيامدهاند ، بلكه از بدفرجامى گناه در اين درگاه به پناه آمدهاند ، و نفس اين التجا با رساترين آهنگ ناله سر مىدهد كه :
آبرو مىرود اى ابر خطاپوش ببار * كه بديوان عمل نامه سياه آمدهايم
لنگر حلم تو اى كشتى توفيق كجاست * كه در اين بحر كرم غرق گناه آمدهايم
بيان مشحون از ادب ايوب
مرادف همين ظرافت است ادب بيان ايّوب عليه السّلام كه همهء اولاد و اموال را از دست داده و بيمارى مزمن زمينگيرش كرده و روانش را در توحيد مصفّاتر ساخته ، آنجا كه با انين و آه آتشين به ندا و فرياد پروردگارش را مىخواند :
« و ايّوب اذ نادى ربّه انّى مسنى الضرّ و أنت ارحم الراحمين . »
« 1 » يادآور ايّوب را هنگامى كه به ندا و فرياد ، پروردگارش را خواند كه اى پروردگارم به بلا و گرفتارى دچار گشتهام و فقط تويى كه
هامش
( 1 ) انبياء - 83 .