بلند اختر است كه صفير محبوب را از كنگرهء عرش لبيك گويان استقبال مىنمايد و فقط با اين بالها است كه در آن سرزمين عشق افزا « عند مليك مقتدر » نزول مىكند .
معرفت ذلّ عبوديّت ، شبستان و سراپردهء عزّ ربوبيّت است ، زيرا شناسايى فقر و ربط و حاجت و تعلّق و تدلى كه حقيقت هر ممكن الوجودى است ، ملازم با شناسايى غنى بالذات و مربوط إليه است . پس شناخت ذلّ عبوديّت ، سراپردهء عزّ ربوبيّت است و نيروى سلوك هر سالكى با اين ميزان سنجيده مىشود و هر اندازه اين شناخت قويتر باشد ، سالك در سلوك إلى اللّه نيرومندتر است و هر اندازه اين جنبه ، ضعيفتر باشد ، خودبينى و خودخواهى ، قويتر خواهد بود و طبعا از قرب به سراپردهء عزّ ربوبى ، دور تر است و اين حجاب خودبينى است كه از همهء حجابها ضخيمتر است ، بلكه حجابى بين خداى تعالى و بين بشر جز خودبينى نيست ، چنان كه از امام موسى بن جعفر عليه السّلام روايت شده « و لا حجاب بينه و بين خلقه الاخلقه . » « 1 » معرفت ذلّ عبوديّت ، همان ميثاق و اعترافى است كه در عالم ذرّ بر همگان عرضه گرديد و جملگى از سعيد و شقى بر آن گردن نهادند و اين ميثاق فطرى از همهء آنان مأخوذ شد و بدون هيچ استثنايى همگى در جواب :
« أ لست بربكم »
جملهء
« قالوا بلى شهدنا »
گفتند و اعتراف به ذلّ عبودى خويش و عزّ ربوبى پروردگار متعال
هامش
( 1 ) بحار الانوار ، ج 3 ، ص 327 .