هست در ادعيهء ائمه ما بطور اسرار هست ، در دعاى شعبانيه مىخوانيم كه عرض مىكند به خدا « و اجعلنى ممن ناديته فاجابك و لا حظته فصعق لجلالك فناجيته سرا و عمل لك جهرا » .
مسألهء « صعق » را مىآورد در ميان ، همان معنايى كه در قرآن كريم راجع به حضرت موسى مىگويد :
« فلما تجلى ربه للجبل »
و موسى در « صعق » واقع شد .
اين ماه صعق است ، و اين هم ماهى است كه همان صعق را مىخواهد . . .
مناجات شعبانيه از مناجاتهايى است كه كم نظير است مثل دعاى كميل ، مشتمل بر اسرارى است كه دست ما از آن كوتاه است . . . » « 1 » و در موردى ديگر تأكيد مىفرمايند : « و چه بسا مسائل عرفانى هست كه اشخاص ، فلاسفه ، عرفا تا حدودى ممكن است ادراك كنند ، بفهمند عناوين را ليكن آن ذوق عرفانى چون حاصل نشده است نمىتوانند وجدان كنند . آيهء شريفه در قرآن « ثم دنى فتدلى فكان قاب قوسين او ادنى » خوب ، مفسرين ، فلاسفه در اين باب ، صحبتها كردند ليكن آن ذوق عرفانى كم شده است .
« الهى هب لي كمال الانقطاع إليك و ابصار قلوبنا بضياء نظرها إليك حتى تخرق ابصار القلوب حجب النور فتصل إلى معدن العظمته و تصير ارواحنا معلقة بعز قدسك ، الهى و اجعلنى ممن
هامش
( 1 ) صحيفه نور ، ج 20 ، ص 82 .