عبد اللّه و مدرسه مولا لطف اللّه را بنياد نهد و نيز سالى چند را جهت آبادى حرم مقدس حضرت رضا عليه السّلام ، در مشهد مقدس بسر برد .
ملا محمّد تقى مجلسى در شرح مشيخه من لا يحضره الفقيه و مير مصطفى تفريشى در نقد الرجال به ستايش او پرداخته و اكثر تحقيقات رجالى كتابهاى خود را از او دانستهاند .
گويند :
« روزى به ديدار شيخ بهايى رفت و مدت يك ساعت نزد ايشان ماند تا آنكه صداى اذان برخاست ، شيخ بهايى به جناب تسترى گفت : همينجا نماز بخوانيد تا ما هم به شما اقتدا كنيم و به فيض جماعت برسيم .
مولا عبد اللّه تسترى درنگى كرد و قبول نكرد و برخاست و به سوى منزل خود حركت نمود . برخى از اصحاب وى به دو گفتند : چگونه خواهش شيخ بهايى را اجابت نفرموديد و نماز در خانه شيخ - با كثرت اهتمام شما به نماز اول وقت - نخوانديد ؟ فرمود : قدرى در حال خود تأمل كردم ، ديدم حالم چنان نيست كه اگر شيخ بهايى پشت سر من نماز بخواند فرقى نكند ، بلكه تغيير پيدا مىكند ، لاجرم اجابت نكردم » . « 1 »
و نيز نقل شده است كه :
« آن فقيه والامقام پسرش ملا حسنعلى را بسيار دوست مىداشت . روزى پسرش شديدا بيمار شد و پدر براى اداى نماز جمعه به مسجد رفت ، چون آغاز خواندن سوره منافقون نمود و به اين آيهء مباركه
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ »
رسيد ، آن را تكرار نمود .
پس از نماز ، علت تكرار را از او پرسيدند ، فرمود : زمانى كه به اين آيه رسيدم پسرم به يادم آمد و با نفس خويش به تكرار اين آيه مجاهده
هامش
( 1 ) . الفوائد الرضوية : 246 .