انصارى كه وضع را غير عادى ديد ، سخن خود را زودتر به انجام رسانيد و از منبر به زير آمد ، و رفت پهلوى آيت اللّه گلپايگانى نشست .
اما درست در همين موقع كه خورشيد آخرين فروغ خود را از شهر قم پنهان مىداشت و هوا تاريك مىشد ، از يك سمت مدرسه توسط فرماندهء جنايتكاران كه بعدها معلوم شد سرهنگ مولوى بود ، دستور حمله با سوت وى صادر گرديد . به دنبال آن دهها كماندو و رنجر ورزيدهء تعليم ديده كه بعدها در محاكمات پس از انقلاب معلوم شد همگى از افراد برجستهء گارد جاويدان شاه و سرسپردگان چنگيز زمان بودند ، به علماء و طلاب بىپناه كه هيچگونه وسيلهء دفاعى هم نداشتند مانند گرگهاى درنده حمله بردند . چنان كه مىگفتند آن روز دژخيمان اغلب مست بودند ، و ديوانهوار به ساكنان فيضيه حمله مىكردند . حملهء وحشيانه با تمام وسائلى كه در اختيار داشتند ، مانند پنجه بكس فلزى و زنجير و دشنه و ميلهء آهنى و سلاح گرم .
در حملهء وحشيانهء افراد گارد جاويدان شاه تحت فرماندهى سرهنگ مولوى دهها نفر از طلاب حوزهء علميه و عدهاى از مردم عادى به سختى مجروح و مصدوم شدند ، و معلوم نشد چند نفر شربت شهادت نوشيدند ، و چند نفر مفقود الاثر شدند ، چون متأسفانه نام بسيارى از طلاب جوان هنوز وارد دفتر شهريهء حوزهء علميه نشده بود ، و آمارى در دست نبود كه بتوان شهداء و مفقودالاثرها را برآورد كرد .
دست و پا و سر و صورت و دندان و ساير اعضاى عدهء زيادى شكسته و به شدت مجروح شد . بعضى حالت جنون پيدا كردند ، بعضى را از طبقه دوم مدرسهء فيضيه به رودخانه كه در پشت مدرسه واقع بود به زير انداختند يا به صحن مدرسه پرت كردند . كتابها و قرآنها را پارهپاره كردند و با لوازم زندگى و اثاث اتاقهاى طلاب علوم دينى به ميان صحن مدرسه ريختند .
دژخيمان بىرحم گشته از وسائلى كه در اختيار داشتند ، از آجرهاى لبهء طبقهء دوم مدرسه و شاخههاى درختان مدرسه هم كه از جا كنده و
اختران فقاهت ( فارسى ) — صفحة 471
مساهمون: ناصر الدين انصارى قمى
ص٤٧١