- صاحب تفسير « القرآن و العقل » - كه شخصيتى مبارز و جهادگر و كفرستيز بوده است ، ارتباط تنگاتنگى داشته و اغلب در خانه ايشان رفت و آمد مىنمود . و از هنگامى كه به فرمان رضاخان قلدر برنامه كشف حجاب بانوان به اجرا درآمد ، معظم له بر سر عدم پيروى از اين دستور كثيف شخصا با پليس گلاويز شده و با يكديگر به مشاجر لفظى پرداختند . آقا خود مىفرمود :
« هنگام كشف حجاب ، شبى براى شركت در مجلس عزادارى و سوگوارى امام حسين عليه السّلام همراه با خانوادهام حركت مىنموديم . ناگهان پاسبانى پيش آمده و با اعتراض گفت : چرا اين خانم با حجاب بيرون آمده است ؟
من عصبانى شدم و دست پيش برده كه تفنگش را بگيرم ، او مىكشيد و من مىكشيدم كه گفت : اين تفنگ پر است و خطرناك است و ممكن است بيرون برود .
گفتم : باشد ! بيرون برود تا يكباره از دست شما خلاص بشويم . آخر اين وقت شب چه كسى به تو ميگويد كه متعرض شوى و ما را ناراحت كنى ؟
خلاصه از هم جدا شويم و او مرتب مىگفت : شما مملكت را خراب كردهايد و منهم هرچه مىگفت ، جوابش را مىدادم تا از هم دور شويم » .
در دوران رياست عامه مرحوم آيت اللّه العظمى بروجردى رحمه اللّه ، ايشان با ژرف نگرى و روشنبينى هماره مراقب اوضاع بوده و برخى مطالب را به مرحوم آقاى بروجردى گزارش مىكردند ( هم اكنون نامهاى مدرسين بزرگ حوزه به مرحوم آقاى بروجردى در دست است كه در بين امضاكنندگان نام امام راحل و معظم له به چشم مىخورد ) .
پس از ارتحال حضرت آيت اللّه العظمى بروجردى بود كه روحيه شجاعت و شهامت و غيرت دينى ايشان در اقداماتشان تجلّى نمود . شاه كه با درگذشت مرحوم آقاى بروجردى به خيال خام خويش مىپنداشت ديگر هيچ مانعى در برابر عملكرد ننگين خود وجود ندارد ، دست به يك سرى اقدامات زد . اما او ديگر فكر نمىكرد كه مراجع عاليقدر تقليد شيعه در قم - و به تبع آن مراجع نجف - همچون
اختران فقاهت ( فارسى ) — صفحة 460
مساهمون: ناصر الدين انصارى قمى
ص٤٦٠