در اطراف تخت آقا و مقدارى هم درون سطل كنار تخت ريخته است و مشغول جمعآورى آنها شدم . آقا فرمودند اينجا ريخته بود ؟ گفتم : بلى و توى سطل هم ريخته بود : فرمودند خوب اينها در نظر من با آنچه در سطل مىريزند تفاوتى ندارد ، عمده آنست كه اينها را مىخواهيم به اهلش برسانيم و در محل خودش مصرف شود .
فروتنى
مرجع بزرگ شيعه با تمام عظمت و شكوه از چنان تواضعى برخوردار بود كه همگان را به شگفت واداشته بود .
استاد معظم آيت اللّه سبحانى مىفرمودند : زمانى قارى بيست و دو - سه سالهاى از كشور مصر به ديدار آيت اللّه العظمى گلپايگانى آمده بود . وقتى كه آقا از ورود وى مطلع شدند ، فرمودند : اجازه دهيد كه من حمد و سوره خود را قرائت كنم و شما ببينيد كه من اشتباهى نداشته باشم .
نيز در زمان مرحوم آيت اللّه العظمى بروجردى قدّس سرّه گاهى معظم له براى ديدار ايشان مىرفتند و زمانى هم مدّتى معطّل مىشدند تا مرحوم آقاى بروجردى از اندرون به بيرونى بيايند . بعضىها به آقا گفته بودند كه : اين توهين به شما است كه مدتى در انتظار بيرون آمدن ايشان بنشينيد .
آقا فرموده بودند : هيچ توهينى هم نمىباشد . اين چه انتظار بيهودهاى است كه من داشته باشم ، كه تا من آمدم ايشان از اندرونى براى ديدنم بيرون بيايند . شايد همان لحظه احتياج به تجديد وضو داشته باشند .
پس از وفات مرحوم آيت اللّه العظمى بروجردى بود كه آيت اللّهزاده فقيد حجة الاسلام حاج سيد محمّد حسن بروجردى به امامت جماعت مسجد اعظم پرداختند و مرجع بزرگوار در اولين شب اقامه جماعت - براى تقويت و پشتيبانى از اين امر - خود به آيت اللّهزاده بروجردى اقتدا نمود و با اين حركت بر رونق و شكوه