علامه تهرانى مىنويسد :
او از زاهدترين ، باتقواترين و پرهيزگارترين علماى زمان خويش بود . او تمام اوقاتش بين مطالعه ، تدريس ، نگارش و بحث و تحقيق مىگذشت .
وى در نهايت اعراض از دنيا و زهد در آن بود . همانگونه كه در پاكى روح ، سلامت نفس و دورى از زخارف دنيا ، مقامى بزرگ داشت . او را پس از رياست و مرجعيتش مىديديم كه در روش و زندگى و در خوراك و پوشاكش هيچگونه تغييرى پديد نيامد . « 1 »
او خانهاى نداشت و بسيار فقير ، قانع و مقتصد بود ، تا اينكه حاج محمّد همدانى عطار ، خانهء كوچكى برايش خريد و خرج سفر حج او را - حتى لباس احرام و نعلين - بذل كرد ؛ و گرنه او نه صاحب خانه مىشد و نه به حج مىتوانست برود . و اين در زمان رياست و مرجعيت او بود . « 2 »
اسوهء تقوا
محقق همدانى ، تنديس ورع و نمود تقوا بود . عبادات ، زيارات و نوافلش ترك نمىشد و در عينحال ، بسيار خوشاخلاق و خوشمحضر بود . با شاگردانش مىگفت و نشست و برخاست مىكرد . اما در مدت عمرش ، كسى از او غيبتى نشنيد و هرگز به كسى اجازه نمىداد تا در حضورش ، سخن از كسى ديگر بگويند ، و اگر احساس مىكرد كه پاى غيبت به ميان آمده است ، فورا مسئلهء علمى مطرح مىكرد و رشتهء سخن را مىگردانيد . « 3 »
ديگر شاگردش ، علامه امين ، هم مىنويسد :
او زاهد در دنيا و معرض از آن - حتى از سخن در امور دنيوى مانند :
هامش
( 1 ) . تهرانى ، نقباء البشر ، ج 2 ، ص 776 .
( 2 ) . امين ، اعيان الشيعه ، ج 7 ، ص 21 .
( 3 ) . تهرانى ، نقباء البشر ، ج 2 ، ص 777 .