ايشان را تا كهريزك آوردهاند . اكنون من براى استقبال و ديدار ايشان به حرم حضرت عبد العظيم مىروم ، شما هم خود دانيد .
مرحوم آيت اللّه طباطبائى هم بدون معطلى به سوى رى حركت كرد ، و در آغاز روز در تهران اين خبر شايع شد .
مردم شهر هم با تعطيل مغازهها و با صلوات ، دعا و سروصداى بسيار به سوى شهر رى حركت مىكنند .
شاه كه در كاخ گلستان به سر مىبرد با تعجب انگيزهء سروصدا را از صدراعظم مىپرسد . صدراعظم هم آمدن ميرزا محمود بروجردى و رفتن دو مجتهد پايتخت را به استقبال او يادآور مىشود .
شاه با شنيدن اين خبر مضطرب مىشود ، و به صدراعظم دستور مىدهد كه به اتفاق همهء وزيران به حضرت عبد العظيم برود ، سلام وى را به آقا محمود بروجردى برساند ، خواستههاى ايشان را بشنود ، در انجام دادن آنها نهايت كوشش را نمايد ، و ايشان را با احترام به بروجرد برگرداند . « 1 »
از ديگر نمونههاى تجليل وى از دانشمندان ، آن است كه پس از آمدن آيت اللّه ميرزا ابو القاسم كلانترى نورى تهرانى ( 1292 - 1226 ه . ق ) از نجف به تهران ، آيت اللّه حاج ملاعلى كنى با اصرار بسيار مسند تدريس در مدرسهء مروى را - كه آن زمان آبادترين مدرسهء علوم دينى و مجمع علما و فضلا به شمار مىرفت - برعهدهء وى گذاشت ، و دانشوران را به درس او ترغيب كرد . « 2 »
نيز ، زمانى كه آيت اللّه حاج شيخ جعفر شوشترى در سال 1302 ه . ق به تهران آمد ، مرحوم حاجى استقبال چشمگيرى از ايشان نمود ، امامت جماعت مسجد سپهسالار را - كه تازه ساختمانش به پايان رسيده و هنوز جماعت در آن برپا نشده بود - بديشان تفويض كرد ، و مردم را نيز به درك مجالس و نماز جماعت ايشان تحريص نمود .
هامش
( 1 ) . شريف رازى ، اختران فروزان ، صص 128 - 127 .
( 2 ) . همان ، ص 220 .