شد ، از سوى مقامهاى رسمى و مردمان متدين هدايا ، اموال و سهمين بسيارى به شيخ تقديم شد ؛ اما ، آن بزرگوار با بىاعتنايى كامل ، گوشهءچشمى هم به آنها نيفكند .
مرحوم ميرزا محمّد حسن خان اعتماد السلطنه مىنويسد :
« از فرط تجرد و وارستگى از جميع علايق دنيوى ، اين فاضل خبير بصير ، خانه براى سكنى خود اختيار نكرد و در مسجد معروف به « جامع » به سر مىبرند و معاش خود آن جناب و عيال ايشان منحصر به مختصر فايده و ارتفاع از ملك موروثى است و كرامات زياد از ايشان ديده شده [ است ] » « 1 »
مرحوم ميرزا محمّد همدانى مىنويسد :
« هنگام خداحافظى شيخ از مردم تهران در روزهاى آخرين اقامت ايشان در پايتخت ، امراى كشور هداياى بسيارى براى وى فرستادند ، اما شيخ هيچكدام را نپذيرفت . خواهر شاه سجادهء نفيسى را با تسبيح گرانقيمتى و چند كيسه طلا پيشكش كرد ، ليكن شيخ فقط قدرى تربت حسينى را كه در كنار سجاده بود برداشت و باقيماندهء هدايا را بازگرداند » . « 2 »
مرحوم ميرزا بزرگ قائممقام فراهانى نيز مىنويسد :
« در تهران و خراسان ، بيش از 000 / 30 تومان مال امام عليه السّلام به خدمتشان آوردند ، يك شاهى از آنها قبول نكردند » . « 3 »
اين مطلب را مرحوم حرز الدين نيز ياد كرده و آن را سبب ارج و بزرگى روحانيان و اهل علم در ايران برشمرده است . « 4 »
هامش
( 1 ) . اعتماد السلطنة ، مرآت البلدان ، ج 1 ، ص 706 .
( 2 ) . همدانى ، غنيمة السفر .
( 3 ) . قائممقام فراهانى ، اقامة البرهان على اصول دين الاسلام ، ص 175 ، به نقل از طالعى ، مقدمهء مجالس المواعظ ، ص 18 .
( 4 ) . حرز الدين نجفى ، معارف الرجال ، ج 1 ، ص 166 .