عراق ، هند و افغان را فراگرفت و آوازهاش در هر سرزمينى كه شيعهء ما مىيافت مىشد ، طنين افكند . . . هزاران نفر در پاى منبرش اجتماع مىكردند ، و اشك از چشمان شنوندگان - مانند سيل بهارى - جارى مىشد .
بيشترين چيزى كه او را بدين درجه رسانيد ، اخلاص او ، توجهش - تنها به ذات خداوند - و دورى و پرهيزش از روى جد و حقيقت از دنيا بود . » « 1 »
6 . علامه ميرزا محمّد على مدرس خيابانى :
« در مجلس وعظ او ، هزاران مردم از علما ، فضلا ، اتقيا و طبقات مختلفه حضور داشته و هركسى فراخور حال خود ، بهرهور گشتى و بسيارى از اهل معصيت از بركات انفاس قدسيهاش از معاصى مرتدع و مجتنب مىگشتند . » « 2 »
7 . مرحوم حرز الدين :
« از جمله كسانى كه در مجلس وعظ او شركت مىكردند ، حضرات آيات شيخ محمّد حسين كاظمى ، حاج ملا على خليلى ، حاج ميرزا حسين ميرزا خليل ، شيخ محمّد زريجاوى نجفى و شيخ محمّد حرز الدين - عموى نويسنده - بودند . . . و اين ، عظمت و بزرگى مجالس وعظ مرحوم شيخ را مىرساند » . « 3 »
8 . آيت اللّه محمّد تقى شوشترى - نوهء شيخ - :
« از پدرم شنيدم كه مىگفت : افنديهاى عثمانى در منابر شيخ در كاظمين ، كربلا و نجف شركت مىكردند . هنگامى كه منبرش با آيات قرآن افتتاح مىشد ، مىگريستند و مىگفتند : گويى ما اين آيات را تاكنون نشنيدهايم و جبرئيل اكنون اين آيات را نازل كرده است . . . علاء الدوله قاجار مىگفت :
من مراثى شيخ را در تهران - در سفر آخرينش كه به وفاتش منجر شد -
هامش
( 1 ) . حلى ، ديوان سحر بابل و سجع البلابل ، ص 406 ، ( پاورقى ) .
( 2 ) . مدرس خيابانى ، ريحانة الادب ، ج 2 ، صص 352 - 353 .
( 3 ) . حرز الدين نجفى ، معارف الرجال ، ج 1 ، ص 164 .