به وحدت عددى باشد ، بلكه بايد جامع جميع نشئآت و فعليات و بوحدته كلّ الاشياء باشد ، چنين موجودى نزد حكما عقل اول و به عقيده عرفاى شامخين وجود منبسط است . صدر المتألهين بين اين دو قول جمع نموده است ، مبدأ سنخيت بين علت نيست مگر تعين معلول در علت قبل از وجود و تنزل آن به وجود خاص خود و بودنش عين الربط و صرف الفقر نسبت به علت تامه خود ؛ روى همينجهت است كه گفتهاند : معلول حد ناقص علت و علت حد تام معلول است و فرمودهاند : « ذوات الأسباب لا تعرف إلا بأسبابها » . و كلمات قرآنيه و اخبار نبويّه و ولويّه مشحون است از اين مطلب نفيس « 1 » .
بنابر طريقهء مشاء و مذاق قائلان به اصالت ماهيت ، معلول حاكى از وجود علت و علت جامع كمالات معلول نخواهد بود و از علم به علت علم به معلول لازم نخواهد آمد و همچنين محذوراتى ديگرى از قول به تباين لازم مىآيد كه ذكر آن موجب تطويل است .
بيان سنخيت بين علت و معلول
سنخيت بين علت و معلول دو نحو تصوير مىشود :
1 - سنخيت توليدى نظير سنخيت بين آب قليل و آب كثير ، در اين قسم از علل ، انضمام معلول به علت موجب زيادتى در علت و انفصال آن سبب نقصان و كمى مىشود . اين نحوه از سنخيت را محققان از حق تعالى و اشيا ، بلكه از هر علت مفيض وجود معلول نفى مىنمايند « 2 » .
هامش
( 1 ) . در قرآن كريم آيه وافى هدايهء :« هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ »و كريمه« أَلا إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقاءِ رَبِّهِمْ أَلا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ »مراد از احاطه ، احاطه قيوميه است .
از مولاى متقيان مأثور است : « داخل في الأشياء لا بالممازجة و خارج عن الأشياء لا بالمباينة » .
( 2 ) . بيشتر كسانى كه سنخيت را از حق نفى مىنمايند و به قائلان بسنخيت حمله مىنمايند از سنخيت سنخيت توليديه فهميدهاند .