كه در صدد اثبات عشق در جميع ذرات وجود برآمده است ، اين مسأله را برهانى نكرده است « 1 » .
پنجم - تبدل صور عناصر را به صورت واحد معتدل الكيفيه انكار نموده است .
صدر المتألهين در مباحث جواهر و اعراض اين مطلب را بهطور مبسوط بيان كرده است « 2 » .
ششم - شيخ و جميع فلاسفهء اسلام بهواسطهء انكار تحول ذاتى و جوهرى قائل به سرمديت افلاك و اصول عناصر و ازليت هيولاى عالم گرديدهاند ، با آنكه جميع حركات مستند به حركت ذاتى جواهرند و براهين قاطعه بر اثبات حركت جوهرى قائم مىباشد و حدوث زمانى عالم اجماعى مليون و حكماء و انبياء عليهم السّلام است ، حركت جوهرى را با براهين متعدد اثبات كرديم « 3 » .
هفتم - شيخ و ساير حكما از كيفيت وجود نفس و وجود اطلاقى آن و نحوهء اتحادش با قواى ظاهرى و باطنى غافل ماندهاند و چون نفس را روحانية الحدوث مىدانند ، سريان و اتحادش را با بدن و اعضا و قواى ظاهرى و باطنى نتوانستهاند اثبات كنند و چون معناى بسيط الحقيقة كل الاشياء بنابر مبانى آنها درست واضح نگرديده ، لذا از تصور اين معنا كه چگونه مىشود قواى يك وجود واحد بعضى مدرك و بعضى غير مدرك باشند عاجزند . انكار حركت جوهريه و قول به حدوث
هامش
( 1 ) . ر . ك : اسفار ، ج 1 ، ص 168 تا ص 171 و الهيات ص 141 ، شيخ چون مثل وجود علم و قدرت را سارى در اشياء نمىداند ، از اثبات شوق و عشق در ماديات عاجز مانده است . لذا آخوند در الهيات اسفار ( ص 141 ) گفته است : شيخ در جميع مواردى كه خواسته است عشق هيولى به صورت را اثبات كند به اسم تنهاى عشق اكتفا كرده است ، چون عشق بدون ادراك خود و علل خود محقق نخواهد شد .
( 2 ) . ر . ك : جواهر و اعراض اسفار .
( 3 ) . ر . ك : اسفار اربعه ، مباحث حركت جوهرى و الهيات ، ص 175 « إنّ دوام الفيض لا ينافي حدوث العالم و تجدّده في الوجود » ر . ك : رسائل و شواهد الربوبيه و تفسير قرآن و مفاتيح و ساير كتب صدر المتألهين .