و مواد خود دارند و در ايجاد آثار مختصهء به خود استقلال ندارند ، چون نحوهء وجود طبايع جسمانى است . فعل آنها بدون مشاركت با وضع و ماده محقق نمىشود « 1 » .
چون موجود مستغنى از وضع بايد از ماده مجرد باشد ، جميع آثار مختلف صادر از اجسام عنصرى و معدنى و نباتى و حيوانى در اين موارد « 2 » ناشى از فاعل مقوم صورت طبيعيه « 3 » در وجود و ايجاد است . آثار عجيبهء صادر از طبايع و نفوس مستند به جوهر عقلى است ، ولى با توسيط صورت طبيعى و طبيعت جسمانى اين آثار از فاعل عقلى بدون وجود منشأ در قابل جسمانى محال است ، چون نسبت مفارق به همهء افراد جزئى مادى على السواست . شيخ الاشراق بدون اثبات صورت نوعيه خواسته است ، آثار مختلف در اجسام را به رب النوع استناد دهد .
نقل و تحقيق
شيخ مقتول ( ره ) در مطارحات « 4 » گفته است :
إنّ القوى النباتية من الغاذية و النامية و المولّدة أعراض أمّا على رأى الاوائل فلحلولها في
هامش
( 1 ) . ر . ك : مباحث حركت اين كتاب .
( 2 ) . آثار مختلفهء در انواع عبارتند از : حرارت و برودت ، يبوست و رطوبت در عناصر و صفات جواهر معدنى نظير لون و صفا و طعوم و روايح و جذب و دفع و هضم و تصوير و تشكيل و تخليق و انما ، و توليد در أفاعيل نبات حس و حركت ارادى در حيوان .
( 3 ) . صورت طبيعى يعنى طبيعت جسمانى بدون مشاركت ماده فعلى ندارد ، لذا در ماده خود اثر نمىگذارد . چون بين مادهء جسمانى و صورت مقوم آن وضع نيست ، بايد آثار ظاهر در طبيعت ناشى از مفارق محض باشد و آثار متفننهء در طبيعت از مفارق عقلى سرچشمه بگيرد . فاعل عقلى مقوم صورت نوعيه است و صورت نوعيه در وجود و ايجاد متكى بعقل مفارق است . استناد به طبيعت براى آن است كه طبايع مرتبهء نازلهء عقل مفارقند . استناد به بواطن ذات آنها استناد به آنهاست . فعل نازل از مفارق اول به طبايع و از طبايع مرور نموده به آثار مىرسد . آخوند اين بيان را براى آن كرده است كه ايراد بر شيخ الاشراق به او وارد نشود ، چون بنا به تقرير شيخ وجود قوا و طبايع لغو مىشود .
( 4 ) . به نقل از : شواهد ، ص 116 ؛ اسفار ، ص 122 .