مىنمايد . ولى بعد از حصول عقل بالفعل از برزخ بالاتر رفته و خود متصل به عقل مىگردد . اگر نفسى كامل گردد و به حسب استكمال از عقل فعال كاملتر شود ، متصل به موجود قبل از عقل فعال خواهد شد .
نهايت استكمال حقيقت محمديه و اهل بيت او - سلام اللّه تعالى عليهم اجمعين - فناى فى اللّه و باقى به بقاى حق است . لذا فرموده است : « كنت نبيا و آدم بين الماء و الطين » .
و انى و إن كنت ابن آدم صورة * ولى فيه معنا شاهد بابوتى
* * *
بودم آنروز من از طايفهء دردكشان * كه نه از تاك نشان بود و نه از تاك نشان
و نعم ما قيل
من به ظاهر گرچه ز آدم زادهام * ليك معنا جد جد افتادهام
ولى اين مقامات براى هركسى ثابت نمىشود و اغلب مردم به حسب حشر محشور با برازخ جسمانى هستند و اگر هم حشر عقلى داشته باشند ، خيلى ضعيف است .
خليلى قطاع القوافى إلى الحمى * كثير و اما الواصلون قليل
شأن نفس ناطقه انسانى است كه جميع حقايق را درك نمايد و متحد با آن معانى گردد و از شأن انسان است كه عالم عقلى گردد ، بهطورى كه در او صورت هر شىء موجود گردد ، اگر انسانى صورت كليهاى از فرس يا انسان را ادراك نمايد ، به حكم مقدمهء قبلى اين معناى عقلى واحد كه عارى از جهات خارجه و عوارض غريبه است متعدد نمىشود ، چون هر معنائى بما هو هو اقتضاى صرافت مىنمايد و تعدد و تكثر قهرا به امور خارج از ذات آن شىء خواهد شد . معناى كلى موجود در عقل فعال با معناى كلى موجود در نفس بعد از اتحاد با نفس به اعتبار حقيقت و معنا متحدند . در نفس در مقام اتحاد با