تحقيق عرشى
بنابر اصالت وجود و اعتباريت ماهيت و تشكيك در حقيقت وجود و توحيد خاصى علم و قدرت و اراده و ساير صفات كماليه از قبيل عشق و حب ، داخل در مقولهاى از مقولات جوهريه و عرضيه نمىباشند . بلكه اين صفات از شؤون وجودند و حقيقت وجود نه جوهر است و نه عرض ، معذلك با جوهر جوهر و با عرض عرض است . در جاى خود بيان كردهايم : اگر معنايى در بيشتر از يك مقوله از مقولات جوهريه و عرضيه تحقق داشته باشد ، داخل در سنخ ماهيت نمىباشد و خارج از مقولات است و جنس و فصل ندارد « 1 » .
حقيقت علم كه عبارت از انكشاف است در واجب و ممكن موجود است ، بلكه بهنظر تحقيق مىتوان گفت : چون مبدأ حقايق وجوديه حقيقت بسيطهء حق تعالى مىباشد و آن حقيقت بىهمتا به حسب نفس ذات علت و مصدر اشياست و اشيا و معاليل امكانيه از لوازم ذات آن ذات بهجت انبساطند و حقيقت مقدسهء حق به حسب جوهر و صميم ذات مبدأ اشياست و حضرت ذات مبدأ جميع صفات كماليه است بهنحوى كه همه كمالات وجوديه در غيب ذات با ذات عينيت دارند . تنزل حقايق از مقام ذات توأم با همهء كمالات است و كمالات و صفات وجوديه متجزى نمىشوند و الا لازم آيد كه صريح ذات حق علت اشياء نباشد .
النهايه هرچه وجود تنزل نمايد و از حق دور تر شود اوصاف و شؤون وجوديه ضعيفتر مىشود . بنابر آنچه ذكر شد علم از سنخ وجود است و داخل مقولهء جوهر يا عرض نمىباشد « 2 » .
محققان قبل از صدر المتألهين در اين مسأله مختلف سخن گفتهاند ، برخى
هامش
( 1 ) . چون مقولات جوهريه و عرضيه هريك جنس عالىاند و جامع جنسى ندارند .
( 2 ) . اينكه وحيد عصر خود محقق سبزوارى در وجود ذهنى اشكال بر صدر المتألهين نموده از جادهء صواب دور افتاده است ، وجه فساد كلام او بيان خواهد شد .