س 43
- ذكر نكته مهمى در اينجا ضرورى به نظر مىرسد كه :
اگر هم با يك سرى تمهيدات لازم بتوانيم در سطح كشور ، موفق به جداسازى مراكز درمانى خواهران از برادران بشويم ، با توجه به اين كه هر پزشكى در طول دوران دانشجويى خود بايد هر چند مختصر از انواع و اقسام اختلالات وبيماريها چه در مورد آقايان و چه خانمها آگاهى يافته و آموزش ببيند اعم از انجام معاينات كامل ، آگاهى از بيمارىهاى زنان و چگونگى انجام زايمان سالم و . . . و با توجه به اين كه در مورد دانشجويان ، اين موارد بيشتر آموزشى هستند تا درمانى ، يعنى ممكن است نجات جان بيمار در همان زمان وابسته به اين زمان نباشد اما به وسيله اين آموزش كه در بيمارستانهاى آموزشى صورت مىگيرد دانشجو براى مراحلى كه در آينده زندگى بيماران وابسته به وجود او خواهد بود ، آماده مىشود و از اينرو هر يك از دانشجويان در دروههاى مختلف ، ملزم و مجبور به گذراندن واحدهاى درسى در تمامى بيمارستان اعم از زنان و مردان ، فراگيرى تمامى مسائل و امتحان دادن در پايان دوره مىباشند تا بتوانند در نهايت فارغ التحصيل موفق باشند .
با در نظر گرفتن تمامى اين شرايط ، بفرماييد تكليف و وظيفه دانشجو چيست ؟ آيا مىتواند به خاطر رعايت مسائل شرعى از فراگيرى كامل بسيارى مسائل بگذرد و در نتيجه در گذراندن واحدهاى درسى هم ناموفق باشد ؟ و يا در هر شرايطى و با هر وسيله اى بايد به فراگيرى صحيح كارش بپردازد تا در آينده كمتر دچار مشكل شود ؟ و بطور كلى چگونه مىتوان بين وظيفه پزشكى و دانشجويى كه در كتب پزشكى ، بر انجام آنها تأييد شده و وظيفه شرعى و اسلامى كه طبيعتاً نبايد با وظيفه پزشكى تناقض داشته باشد جمع كرد ؟
ج 43
- با توجّه به ضرورت و نياز مبرم عامه و توقف حفظ نفوس محترمه بر فراگيرى بسيارى از امور مذكوره ميتوان فراگرفتن اين اطلاعات علمى پزشكى را از واجبات كفائيه دانست علىهذا هر چند مستلزم ارتكاب بعض از اعمالى كه