ترا تا در نظر اغيار و غير است * اگر در مسجدى آن عين دير است
چو بر خيزد ز پيشت كسوت « 1 » غير * شود بهر تو مسجد صورت دير
نمىدانم بهر حالى كه هستى * خلاف نفس بيرون كن كه رستى
بت و زنار و ترسائى و ناقوس * اشارت شد همه بر ترك ناموس
اگر خواهى كه گردى بنده خاص * مهيا شو ، براى صدق و اخلاص
برو خود را ز راه خويش بر گير * به هر يك لحظه ، ايمانى ز سر گير « 2 »
به باطن نفس ما چون هست كافر * مشو راضى بدين اسلام ظاهر
هامش
( 1 ) - در نسخه كهنه : صورت ( ف ) .
( 2 ) - در نسخه كهنه : بهر يك لحظه در ايمان ز سر گير ( ف ) .