تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ده رساله محقق بزرگ فيض كاشانى ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
شربت لعل لبت بود شفاى دل ما * بعبث ما ز پى نسخهء عطار شديم
مصحف روى و حديث لبت از ياد ببرد * هر چه خوانديم و دگر بر سر تكرار شديم
راه رفتيم بسى تا كه بره پى برديم * كار كرديم كه تا واقف اين كار شديم
روز ما نيك‌تر از دى دى ما به ز پرير * سال و مه خوش كه به از پا روز بيزار شديم
هر چه دادند بما از ديگرى بهتر بود * تا سزاوار سرا پردهء اسرار شديم
در دل ديدهء ما نور تجلى افروخت * تا به نيروى يقين مظهر انوار شديم
سر ز درياى حقايق چو برون آورديم * بر سر اهل سخن ابر گهر بار شديم
آشنا فيض از اين گونه سخن بهره برد * نزد بيگانه عبث بر سر گفتار شديم « 1 »
هامش
( 1 ) - رك : ديوان فيض ص 259 از انتشارات كتابخانه سنائى آنچه در ديوان آمده تفاوتهاى اندكى با اشعار اين رساله دارد .