بلاد متفرقه متباعده خصوصا بر مذهب اماميه كه تقيه را واجب مىدانند بر معصوم و غير معصوم و اظهار ما فى الضمير را لازم نمىدانند و در حال غيبت كبرى راهى به امام نمىدارند و در حال حضور امام ، معرفت او را به شخصه واجب مىشمارند و با معرفت شخص احتياج به اتفاق آراء نمىدارند .
و بالجمله كار اجماع ، به حدى رسيده كه امامى در مسئله دعوى اجماع مىكند بر حكمى كه غير از او هيچكس يافت نمىشود كه به آن رفته باشد و مستندش در آن سواى آن دعوى چيزى نيست . و اگر كسى مخالفى پيدا كند مقدم بر آن يا مؤخر آن ، امثال آن خواهد گفت در جواب ، كه مذكور شد ، و امامى ديگر به خلاف آن حكم مىكند و مستندش نيز منحصر در دعوى اجماع و او نيز همان مىگويد ، ثالثى نيز چنان مىكند . چنان كه در مسئله نماز جمعه در زمان غيبت امام معصوم - عليه السلام - كه فقهاى اماميه بر سه قول اختلاف كردند و بر هر يك از اقوال ثلاثه ، اجماع دعوى مىكنند ، چنان كه از رساله شيخ زين الدين - عليه الرحمة - كه در تحقيق آن مسئله نوشته معلوم مىشود « 1 »
إِنَّ فِي ذلِكَ لَعِبْرَةً لِأُولِي الْأَبْصارِ
« 2 » .
و همچنين از امم سابقه هر كه گمراه مىشده ، به مثل اين اجماع متمسك مىبود چرا كه مىگفتند در جواب انبيائى كه به ايشان فرستاده شده بودند كه ما پدران و استادان خود را همه متفق يافتهايم بر اين دين كه داريم و هميشه اجماع ايشان بر آن بود ، شما حال آمدهايد كه ما را از آن بگردانيد ، بسبب چيزى چند كه اختراع كردهايد ما به شما نمىگرويم
« إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا
هامش
( 1 ) - منظور مصنف رساله شهيد ثانى دربارهء نماز جمعه است ، اين رساله اخيرا توسط انتشارات اسلامى به چاپ رسيده است .
( 2 ) - آل عمران / 13 نور / 44 .