مىخواند و كرده آفريده باشد ، پس قرآن آفريده باشد . و جاى ديگر مىگويد :
« وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَراً مَقْدُوراً »
. « 1 » و در اين آيت قرآن را [ 80 ] اندازه كرده مىخواند ، و اندازه كرده آفريده باشد . و جاى ديگر مىگويد :
« الر كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ
« 2 »
مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ »
. « 3 » همىگويد : قرآن را استوار كردم پاره پاره تفصيل را در بر آيتها آن را از نزديك حكمت دانندهء خبر يافته . و از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله خبر است « يأتى البقره و آل عمران يوم القيمة كأنها غيمتان » . گفت سورة البقره و آل عمران روز قيامت چون دو ابر آيند . و نشايد مر خداى را صفت كردن به آفريدهء او ، پس آن صفت قرآن است نه صفت او از بهر آن كه اگر صفت خداى بودى مر او را صفت نبودى .
و نيز متكلّمان حجت آورند كه مر قرآن را نيمه است و چهار يك و هفت يك ، و اين صفت مر خداى را نشايد كه آنچه مر او را جزوها باشد آفريده باشد . و گفتهء متكلّمان در اين آيتها و خبر باطل كردن قول آن گروهى است كه گفتند « قرآن صفت خداى است و صفت را صفت نباشد » و چون اين همه آيتها صفت قرآن است درست شد كه وى صفت خداى نيست و آفريده است .
پس اگر عامهء خلق گويند : « قرآن آفريده است يا آفريدگار ؟ » جواب ايشان آن است كه گوييم آن خداى كه اين قرآن صفت اوست وى آفريدگار است و ليكن اين گفتار آفريده است و گفتار جز گوينده باشد [ 81 ] از بهر آن كه سخنها حرفها باشد بىجان با سخنگوى ، و گوينده سخنگوى باشد و جانور . و متكلّمان گفتند نام ديگر است و نام برده ديگر ، و اگر نام هر چيزى همان بودى هركه گفتى « هزار دينار » بايستى كه او را هزار دينار بودى و به حاصل آمدى و هركه خواستى
هامش
( 1 ) . احزاب ، 38 .
( 2 ) . در اصل : فضلت .
( 3 ) . هود ، 1 .