فصل پنجم ( در يقين )
قال اللّه سبحانه و تعالى : و بالاخرة هم يوقنون 2 : 4 . و در حديث آمده است كه « من اعطى اليقين و من أوتي حظّه منه لا يبال بما انتقص من صلاته و صومه » يقين در عرف ، اعتقادى باشد جازم مطابق ثابت كه زوالش ممكن نباشد ، و آن به حقيقت مؤلف بود از علم به معلوم ، و از علم به آنكه خلاف آن علم اوّل محال باشد . و يقين را مراتب است ، و در تنزيل علم اليقين و عين اليقين و حق اليقين آمده است ، چنان كه فرموده است : « لو تعلمون علم اليقين لترونّ الجحيم ثم لتروّنها عين اليقين » 102 : 5 - 7 . و ديگر گفته است : « و تصلية جحيم إنّ هذا لهو حقّ اليقين » 56 : 94 - 95 . و در مثل آتش كه در باب معرفت گفته آمد مشاهدهء هر چه در نظر آيد به توّسط نور آتش به مثابت علم اليقين است ، و معاينهء جرم آتش كه مفيض نور است بر هر چه قابل اضائت باشد به مثابت