فصل دوم ( در زهد )
قال للّه تعالى : و لا تمدّنّ عينيك إلى ما مّتعنا به ازواجا منهم زهرة الحيوة الدنيا لنفتنهم فيه و رزق ربّك خير و ابقى 20 : 131 . زهد عدم رغبت است ، و زاهد كسى باشد كه او را بدانچه تعلق به دنيا دارد مانند مآكل و مشارب و ملابس و مساكن و مشتهيات و مستلذات ديگر ، و مال و جاه و ذكر خير و قربت ملوك و نفاذ امر و حصول هر مطلب كه به مرگ از او جدا تواند بود رغبت نبود ، نه از سر عجز يا از راه جهل به آن ، و نه از جهت غرضى يا عوضى كه به او راجع باشد ، و هر كس كه موصوف به اين صفت باشد زاهد باشد بر وجه مذكور . اّما زاهد حقيقى كسى باشد كه به زهد مذكور ، طمع نجات از عقوبت دوزخ و ثواب بهشت هم ندارد ، بلكه صرف نفس از آن جمله كه بر شمرديم بعد از آنكه فوايد و تبعات هر يك دانسته باشد ، او را ملكه باشد و مشوب نباشد با طمعى يا اميدى يا غرضى از اغراض