مورد موجودات طبيعى نيز تسرى مىدهد و از پديدههاى طبيعت نيز اشكال سمبوليك ترسيم مىكند و روند تأويل را به بيرون از حوزهء هرمنوتيك مىكشاند .
تأويل عرفانى ابن عربى را هرمنوتيك شمردن ، آن گونه كه برخى اصرار ورزيدهاند « 1 » روشى ناپسند براى تخريب عرفان ابن عربى و تحريف هرمنوتيك محسوب مىشود .
در عرفان ابن عربى همواره شهود و كشف قلب ، معيار تأويل است چه در حوزهء قرآنى و كتاب تشريع و چه در حوزهء عالم هستى و كتاب تكوين .
به خلاف هرمنوتيك هستى شناسانه كه عقل محض حكم فرما است .
نص و قرائتهاى مختلف
يكى از اساسىترين اصل هرمنوتيك اين است كه ، متن هيچگاه سخن نمىگويد ، بلكه خوانندهء متن آن را به سخن مىآورد ، بر اين اساس هر متن براساس فهم مفسران ، داراى برداشتها و قرائتهاى مختلف خواهد بود و همهء آنها نيز صحيح است .
طرفداران هرمنوتيك دينى ؛ از جمله دانشمند مصرى ، نصر حامد ابو زيد براى توجيه اين اصل به سخنانى از امام على عليه السّلام نيز استشهاد نمودهاند . « 2 »
حضرت مىفرمايد :
« و هذا القرآن انّما هو خط مستور بين الدفتين لا ينطق بلسان و لا بد من ترجمان و انّما ينطق عنه الرجال ؛ « 3 »
اين قرآن خطوطى است كه در ميان جلد پنهان است ، با زبان سخن نمىگويد نياز به ترجمان است و تنها انسانها مىتوانند از آن سخن بگويند . »
در جاى ديگر مىفرمايد :
« ذلك القرآن فاستنطقوه و لن ينطق » « 4 »
بنابراين ، متن و نص كتاب آسمانى ، خود زبان ندارد و خوانندهء متن بايد آن را استنطاق كند و به زبان آورد . و اين ، زمينهء قرائت و تأويلهاى متعدد است .
نيز در سفارشهاى آن حضرت به ابن عباس است هنگامى كه وى را براى گفت و گو نزد
هامش
( 1 ) سنيگ ، هرمنوتيك در عرفان ابن عربى ، ترجمهء عبد الحميد اسكندرى . به نقل از : مبانى و روشهاى تفسيرى / 301 .
( 2 ) نقد الخطاب الدينى / 97 ، 111 ، 121 .
( 3 ) نهج البلاغه ، خطبهء 125 .
( 4 ) همان ، خطبهء 158 .