نخستين مفسرى كه به جنبهء ادبى و بيانى قرآن ( به معناى اعم ) اهتمام ورزيده است ، پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و پس از آن على عليه السّلام است ، و پس از آن حضرت ، شاگردش ابن عباس به گسترش آن پرداخته است .
پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در تفسير آيهء شريفهء
حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ
فرمود :
المراد بياض النهار و سواد الليل
، كه يك معناى مجازى از آن اراده شده است ، چرا كه نهار و ليل در اين جا حذف شده است .
پس از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و على عليه السّلام ابن عباس ، بسيارى از آيات قرآن را به اين شيوه تفسير نموده است ؛ چرا كه او از لغات و اشعار عرب در فهم معانى الفاظ و جملههاى قرآن بسيار استفاده مىنمود .
در عصر صحابه نيز ، برخى از مفسران صحابه ، متأثر از اين شيوه و گرايش بودهاند كه از جملهء آنان مىتوان مجاهد را نام برد . « 1 »
ائمهء اطهار عليهم السّلام نيز از اين شيوه استفاده كردهاند و پس از آن بزرگواران در عصر تدوين ، اين شيوه ادامه مىيابد .
معرفى تفاسير و مفسران با گرايش بيانى
[ تفاسير بيانى قرن سوم هجرى ]
1 . مجاز القرآن
اين تفسير از ابو عبيدة ، معمر بن مثنى ( متوفاى 210 ق ) است او نخستين كسى است كه در تدوين مسائل قرآنى ، برخى از بحثهاى معانى بيان را مطرح كرده است ، اگر چه اصل و گستره آن ، مباحث لغوى است ( چنان كه در تفاسير لغوى نيز معرفى خواهد شد ) .
ولى وقتى در كتابش متعرض آيات مىشود ، به مثالها ، تشبيه ، كنايات ، حذف ، تقديم ، تأخير و . . . اشاره نموده و مىتوان گفت : در واقع او بنيانگذار برخى از پايهها در تدوين اين شيوه از تفسير قرآن بوده است . « 2 »
هامش
( 1 ) استاد محمد فؤاد عبد الباقى در كتاب « معجم غريب القرآن » جملهاى از تفسير بيانى مجاهد را نقل مىكند . ر . ك : اتجاهات التفسير ج 3 / 872 .
( 2 ) محمد رجب ، البيومى ، خطوات المنهج البيانى / 46 ، ر . ك : اتجاهات التفسير ، ج 3 / 873 .