در توضيح اين عناصر مىتوان گفت كه امور زير نمىتواند تفسير باشد :
الف . شرح و توضيح كلام غير خداوند .
ب . خواندن ، قرائت و تجويد ( زيرا كشف و بيان در آنها نيست ) .
ج . ترجمه ( مگر اين كه از نوع ترجمه تفسيرى باشد ) .
د . تدبّر صرف تا زمانى كه به مرحلهء بيان ( نوشته يا گفتمان ) نرسد .
ه . بيان الفاظى كه ظاهر آنها روشن است ؛ مانند توضيح « يا ايها الناس » و مانند آن .
ارزش و جايگاه تفسير قرآن
برترى هر دانش ، فن و هنرى ، بستگى به امور زير دارد :
1 . برترى موضوع : هر دانشى كه موضوع برترى داشته باشد از جايگاه و ارزش بالاترى برخوردار است . « 1 »
2 . برترى هدف و غرض : ارباب فن در اين باره مثال مىزنند به صنعت طب « 2 » كه از بنّايى و ساختمان سازى بهتر است ، زيرا منظور از طب ، صحت و تندرستى انسان است و اين هدف برتر از سكونت او است .
3 . نيازمندى انسان و جامعه به آن دانش : بىشك هر دانشى كه نيازمندى انسان و جامعه را بر طرف نمايد و آنها را به ترقى و تكامل برساند و سعادت مادى و معنوى ، دنيوى و اخروى آنان را تأمين كند ، خود از جايگاه ويژه و ارزشمندى برخوردار است و بشر براى رسيدن به
هامش
( 1 ) حكما و فيلسوفان ، حكمت و فلسفهء نظرى را به سه دسته تقسيم كردهاند :
الف . حكمت ادنى يا پستتر ، و آن هر علمى است كه موضوع ، آن جسم ، ماده و مربوط به امور طبيعت باشد ؛ مانند طب كه موضوع آن جسم و بدن است .
ب . علم اوسط كه براى اين قسم به رياضيات و موسيقى مثال مىزنند .
ج . حكمت يا فلسفهء برتر كه معيار برترى آن مجرّد بودن موضوع آن از جسم و ماده است ؛ مانند علم الهيات و خداشناسى .
بىشك تفسير قرآن مهمترين موضوع آن خداشناسى است ، چرا كه هدف از فهم آيات قرآن كريم ، معرفت اللّه است .
( 2 ) ر . ك : الاتقان ، ج 4 / 167 ؛ ترجمهء الاتقان ، ج 2 / 500 ، نوع هفتاد و هفت .