ب . نمونههايى از مفسران گذشته
در تفاسير گذشتگان و نيز ديدگاههاى مفسران ، به ويژه صاحب نظران در علم كلام و متكلمان متعصب ؛ چون فخر رازى و عارفان و صوفيه ؛ نظير قشيرى و ديگر فرقههاى مذهبى ، خواسته يا ناخواسته نمونههايى از تفسير به رأى وجود دارد كه در اين جا به دو نمونهء آن اشارت مىرود :
1 . فخر رازى در تفسير آيهء شريفهء
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ
مىگويد : اين آيه دلالت بر جواز تكليف به محال دارد ، زيرا با فرض كفر ، و علم خداوند به كفر اين كافران ، امر به ايمان محال است ، در حالى كه آنها نيز به ايمان امر شدهاند و در آياتى به اين محال مسلم ، امر شده است . « 1 »
او با اين تفسير به رأى ، با استدلال ناقص و نادرست خود تصور مىكند كه اركان عقايد معتزله را ويران نموده است ، در حالى كه آيه هيچ ربطى به جواز تكليف به محال ندارد .
2 . متصوفه در تفسير آيهاى كه خداوند به حضرت ابراهيم دستور مىدهد تا فرزندش را قربانى كند ، مىگويند : مقصود از ابراهيم ، ابراهيم عقل است و مقصود از اسماعيل ، اسماعيل نفس است ، و عقل در اين جا ، قصد آن داشت تا نفس را ذبح كند .
استاد شهيد مطهرى در نقد اين ديدگاه مىنويسد : روشن است كه چنين برداشتى ، بازى كردن با قرآن است و ارائهء يك نوع شناخت انحرافى . و دربارهء همين برداشتهاى انحرافى و مبتنى برخواستها و اميال شخصى و گروهى است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود :
« من فسّر القرآن برأ يه فليتبوّء مقعده من النّار »
اين چنين بازى با آيات ، خيانت به قرآن محسوب مىشود ، آن هم خيانتى بسيار بزرگ . « 2 »
دلايل ديگر حرمت تفسير به رأى
غير از روايات ، در مذمت تفسير به رأى ، دلايل ديگرى نيز بر حرمت آن بيان شده است ؛ از
هامش
( 1 ) تفسير كبير ، ج 1 / 42 .
( 2 ) استاد مطهرى ، آشنايى با قرآن ، ج 1 / 28 .