غافل ازين دائره لاجورد * فارغ ازين مركز خورشيد گرد
از پى صاحب نظرانست كار * بى خبران را چه غم از روزگار
( 156 ) آنچه همكنان از آسمان و زمين بدين چشم مىبينند و مىدانند بيش از آن نيست كه كسى سقفى را و فرشى را بدين چشم كه گاو و خر را در آن شركت است بينند و دانند ، "
وَ جَعَلْنَا السَّماءَ سَقْفاً مَحْفُوظاً وَ هُمْ عَنْ آياتِها مُعْرِضُونَ
" . اى عزيز دانشمند افلاك را كه تو همين چون سقفى مىشناسى و از جمادات مىشمرى و از آيات آن اعراض نمودهاى و دانستن آن را بدعت مىدانى ، ببين كه خداوند جل ذكره چند جا چون بتعظيم نام آن مىبرد و قسم بدان ياد مىفرمايد ، كه "
فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ ، وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ
" ، و بيت معمور و سقف مرفوع نامش كرده و عرش اعظم و محل استواء رحمن مىگويد .