فص ( 8 ) وجوب وجود منقسم نمىشود با حمل كثيرين بعدد 115
فص ( 9 ) وجوب وجود تقسيم نمىشود به اجزاء قوام 120
فص ( 10 ) واجب الوجود را موضوعى نيست 122
فص ( 11 ) واجب الوجود عالم است به جميع ممكنات 135
آراء قدما دربارهء علم 138
كيفيت علم بارى تعالى به جزئيات 143
اتحاد عاقل و معقول را نتوان فهميد 156
فص ( 12 ) ذات واجب تعالى حق و باطن و ظاهر است 163
فص ( 13 ) علم واجب الوجود به جزئيات شخصيه 166
فص ( 14 ) علم اول وجدانى بود و در علم دو كثرت باشد 172
فص ( 15 ) نفوذ به احديت ، دهشت ابدى ، قلم ، لوح و خلق 201
فص ( 16 ) نامتناهى در عالم خلق ممتنع است و در عالم امر واجب 208
فص ( 17 ) عالم ربوبى ، عالم امر ، عالم خلق و دوران عوالم به مبدا تعالى 209
فص ( 18 ) معرفت پروردگار به ذات و به آثار 224
فص ( 19 ) چون ذات حق را شناختى حق را و باطل را خواهى شناخت 234
فص ( 20 ) كنه ذات واجب را نتوان شناخت 237
فص ( 21 ) ادراك ، لذت ، الم و مطلوب قوه دراكه كمال است 241
فص ( 22 ) كمال و لذت نفس مطمئنه عرفان حق اول است 246
فص ( 23 ) نفس مطمئنه در اتصال شادان و در فراق سوزان است 249
فص ( 24 ) نه هر داراى لذت و صحت بدان آگاه است 256
فص ( 25 ) چون پرده برافتد هر كس به درد خود آشنا شود 258
فص ( 26 ) پردهها را بريكت سوى نه تا به صقع ملكوت در آيى 263
فص ( 27 ) آنچه نزد خداست در پايه بالاى هستى بود 268
شرح فصوص الحكمة — صفحة مقدمه 8
مساهمون: محمد تقي الأستر آبادي
صمقدمه ٨