نظام الدين احمد دشتكى شيرازى درگذشتهء 1015 در اثبات الواجب ( دانشگاه 3 : 131 ) از فصوص ياد كرده و بندهايى از آن را آوردهاند . در الحكمة المتعالية شمساى گيلانى دانشمند سدهء 11 ( برگ 139 ر خطى شمارهء 867 فيضيّه قم ) نيز دو بندى از آن به نام فارابى هست .
بارى اين متن مانند آثار ديگر فارابى كه در آغاز نام آنها كلمات « تعاليق » يا « تعليق » و « كلام » و « فصول » آمده است چنان كه در فهرستها ميخوانيم ( الفارابى في المراجع العربية از حسين على محفوظ ) از بندهاى كوتاهى ساخته شده است و گويا همين سبب شد كه آن را « فصوص » بخوانند و از او بدانند .
« رسالة ما يصح و ما لا يصح من احكام النجوم » فارابى را كه « فضيلة العلوم و الصناعات » هم خوانده شده است فصوص صغير ناميدهاند ( فهرست الهيات 1 : 242 و 2 : 254 ) گويا براى اينكه داراى بندهاى كوتاه است درست مانند فصول من الحكمة ( فهرست سپهسالار 5 : 375 ش 97 / 2912 ) كه چندين بند كوتاه در آن هست .
از آنچه گفتهايم ما نابتوان پنداشت كه فصوص از فارابى نخواهد بود به ويژه سبك آن با روش نگارش شناختهشدهء او سازگارى ندارد و شايد با روش ابن سينا بهتر بسازد چه او با اين گونه سخنان كوتاه و گنگ و آميختهء با استعارات و ابهامات در اشارات و رسالههاى تمثيلى و جز اينها آشنايى دارد ولى فارابى را چنين سبكى نيست .
سه رساله ديگر بنام « فصوص » مىشناسيم :
1 - از ابو العلاء صاعد بن حسن بن عيسى موصلى بغدادى اندلسى لغوى اديب درگذشتهء 417 كه مانند النوادر ابو على قالى است و نسخهء مورخ 969 آن در گنجينهء جامع قرويين هست ( چلپى - مجلهء معهد المخطوطات 5 : 12 - معجم المؤلفين 4 : 318 ) .
2 - از شيخ نجم الدين به نام فصوص روحانى كه در بهجة الروح ( چاپ
شرح فصوص الحكمة — صفحة ديباچه 5
مساهمون: محمد تقي الأستر آبادي
صديباچه ٥