توضيحى در باره « أنا قتيلُ العبرة »
اضافه شدن « قتيل ( كُشته ) » به « العَبرة ( اشك ) » ، اضافه سبب به مسبَّب است . بنا بر اين ، جمله « من ، كشته اشكم » ، بدين معناست كه كشته شدن من ، سبب جارى شدن اشك است . اين جمله در احاديث نيز چنين تفسير شده است :
أنَا قَتيلُ العَبرَةِ ، لا يَذكُرُنى مُؤمِنٌ إلَّا استَعبَرَ « 1 » .
من كشته اشكم . مؤمنى از من ياد نمىكند ، جز اين كه مىگريد .
لا يَذكُرُهُ مُؤمِنٌ إلّا بَكى « 2 » .
مؤمنى از او ياد نكرد ، جز اين كه گريست .
علّامه مجلسى در تبيين اين جمله مىگويد :
عبارت « من كشته اشكم » ، يعنى : كشتهاى كه به اشك و گريه نسبت داده مىشود و سبب جارى شدن اشك است ، يا با اشك و آه و ناله كشته مىشود ، كه معناى اوّل ، اظهر است « 3 » .
البتّه به نظر مىرسد كه وجه نخست ، به دليل انطباق با احاديثى كه به آنها اشاره شد و همسويى با جايگاه امامت و عظمت روحىِ امام حسين عليه السلام ، مُتَعيَّن ( قطعى ) است و
هامش
( 1 ) ر . ك : كامل الزيارات : ص 215 ح 310 ، الأمالى ، صدوق : ص 200 ح 214 .
( 2 ) مستدرك الوسائل : ج 10 ص 318 ح 12084 .
( 3 ) بحار الأنوار : ج 44 ص 279 .