بدون سند را با هم در آميخت . تازگى سبْك ، فارسى بودن و نيز انگيزه مؤلّف براى خوانده شدن كتابش در مجالس عزا ، موجب شد كه كتاب كاشفى ، نه يك اثر تاريخى ، بلكه يك اثر تبليغى و حتّى تخيّلى ، شمرده شود .
متأسّفانه عدم توجّه به اين مطلب و قرائت و استنساخ چندين باره آن - تا آن جا كه سخنرانان مجالس سوگوارى امام حسين عليه السلام را ، « روضهخوان » ناميدند - ، زمينه ورود بسيارى از اطّلاعات نادرست اين كتاب را به فرهنگ عاشورا فراهم ساخت و در موارد متعدّدى ، « زبان حال » ، جانشين « زبان قال » حماسهسرايان كربلا گشت .
مصحّح و حاشيهنگار كتاب ، علّامه ميرزا ابو الحسن شَعرانى ، نيز در مقدّمهاش بر كتاب ، به اين موضوع ، اشاره كرده است :
از نقل ضعيف در روضة الشهدا ، عجب نبايد داشت ؛ چون در اداى مقصود واعظ ، قوى است ، اگر چه براى مقصود مورّخ ، كافى نيست « 1 » .
پيش از شعرانى نيز ، ميرزا عبد اللَّه افَندى ، همكار عالم و كتابشناس علّامه مجلسى ، اكثر روايات اين كتاب و بلكه همه آن را مأخوذ از كتب غير مشهور و غير قابل اعتماد دانسته است . « 2 » علّامه سيّد محسن امين عاملى نيز اين سخن را تأييد نموده است . « 3 » محدّث نورى ، برخى گزارشهاى كتاب را بدون پشتوانه تاريخى خوانده « 4 » و شهيد مطهّرى ، آن را پر از دروغ ، و تأليف و نشر اين كتاب را مانع مراجعه به منابع اصلى و مطالعه تاريخ واقعى امام حسين عليه السلام دانسته است . « 5 » شهيد سيّد محمّد على قاضى طباطبايى نيز مطالب آن را به جهت تعارض با مقاتل معتبر ، بىارزش و از درجه اعتبار ، ساقط مىداند . « 6 » نمونههاى متعدّدى از اخبار غير قابل باور را مىتوان در
هامش
( 1 ) روضة الشهدا : ص 6 ( مقدّمه مصحّح ) .
( 2 ) رياض العلماء : ج 2 ص 190 .
( 3 ) أعيان الشيعة : ج 6 ص 122 .
( 4 ) لؤلؤ و مرجان : ص 287 - 288 .
( 5 ) حماسه حسينى : ج 1 ص 54 .
( 6 ) تحقيق در باره اوّلْ اربعين حضرت سيّد الشهدا عليه السلام : ص 66 .