دادگرى برخى واليان اسلامى و نيز علل و انگيزههاى اقتصادى و اجتماعى ، مانند فرار از جزيه و رهايى از ذلت و خوارى هم در گرايش ايرانيان به اسلام بىتأثير نبود . البته گرايش مردم ايران به اسلام ، تدريجى و در مدت زمان نسبتاً طولانى صورت گرفت . « 1 » خلاصه آن كه ورود اسلام به ايران ، سرآغاز دوره نوينى در تاريخ و حيات مردم ايران شد .
قابل يادآورى است كه در دوره خلفا ، ايران از طريق عراق اداره مىشد و هنوز اسلام ، دين غالب مردم اين سرزمين نشده بود . كارگزاران خلفا در مناطق مختلف ايران ، حضور داشتند و برخى اسراى ايرانى نيز به مركز خلافت مدينه برده شدند . ابولؤلؤ از آن جمله است كه به سبب بىتوجهى خليفه دوم به خواستهاش ، وى را به قتل رساند . البته به دنبال اين واقعه ، ابولؤلؤ و برخى ايرانيان ديگر نيز توسط عبيدالله بن عمر به قتل رسيدند . « 2 » در زمان عثمان نيز برخى اسراى عجم ( ايرانى ) در مزارع او ، در اطراف چاه جمل در حومه مدينه ، كار مىكردند . « 3 » اين گزارشها مؤيد حضور برخى ايرانيان در حجاز است . در خلافت اميرمؤمنان على ( ع ) با انتقال پايتخت از حجاز به عراق كه بنا به ضرورت و پس از مشورت آن حضرت با برخى صحابه انجام شد « 4 » ، هرچند ايرانيان بسيارى با امام در كوفه ارتباط داشتند و در پاى منبر آن حضرت
مىنشستند ، اما گزارشى از ارتباط آنان با حجاز و حرمين شريفين در دست نيست .
مناسبات ايرانيان با حجاز در عصر امويان
از دوره امويان ، اخبارى از مناسبات ايرانيان با حجاز نداريم . ايران در اين دوره از طريق كوفه و بصره در عراق اداره مىشد و بخشى از پيكره قلمرو دستگاه خلافت
هامش
( 1 ) . در اين باره در صفحات بعدى اشاراتى خواهد شد .
( 2 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، صص 424 - 427 ؛ اسد الغابه ، ج 3 ، ص 424 .
( 3 ) . وفاء الوفا ، ج 2 ، ص 250 .
( 4 ) . مشورت و مشاوران در سنت وسيره پيشوايان ، ص 102 .