لنگرگاه كشتىهايى بود كه از هند و عدن و يمن و عيذاب و قلزم و ساير جاها بدانجا مىآمدند . « 1 »
صاحب « تاريخ مدينه جده » اين گفته حميرى را با آنچه درباره علاقه پادشاهان ايران به ايجاد مركزى براى بازرگانى جهانى نقل كردهاند ، سنجيده و براى مثال ، علاقه و اهتمام دارا ، پادشاه ايران ( مراد ، داريوش هخامنشى است ) را به امر بازرگانى دريايى ذكر كرده است . او به برخى از يونانيان دستور داد در بندرهاى اقيانوس هند و درياى سرخ گردش كنند و اطلاعاتى از آنجاها به دست آورند . همين علاقه و اهتمام سبب شد دارا يكى از افتخارات خود را چنين بشمارد كه توانست با ايجاد آبراهى ، كشتىها را از مصر تا ايران بياورد ؛ اقدامى كه بىشك ، يكى از بزرگترين كارها در تاريخ بازرگانى جهانى به شمار مىرود .
در اينجا شايد بىمورد نباشد بدانيد بيشتر تاريخنگاران يا جغرافىنويسانى كه درباره سكونت ايرانيان در جده سخن گفتهاند ، به بناهاى باشكوهى اشاره نمودهاند كه آنان از سنگ در آنجا ساختهاند . اين اشاره بدان جهت است كه در اين نواحى ، به كار بردن سنگهاى تراشيده شده در ساختن خانه يا ديوار ناشناخته بود و به همين دليل ، اين گونه بناها چشمگير بود و تازگى داشت . چنين خصوصيتى در ساخت بنا در شرق افريقا در زنگبار و بندر كيلوا نيز مشاهده مىشود كه ايرانيان در آنجا مىزيستند . درباره آثار بازمانده از بندر كيلوا در شرق افريقا در آثار برخى تاريخنگاران آمده است :
مظاهر تمدن و فرهنگ ايرانى با تمام وضوح نزد آنان آشكار بود و سبك معمارى و خانهسازى با سنگ را ايرانيان در آنجا متداول كردند . . . . ايرانيان در ساختن خانههاى خود از سنگهايى استفاده مىكردند كه به اندازههاى مساوى
هامش
( 1 ) . الروض المعطار ، ص 157 ؛ ر . ك : سفرنامه ابن بطوطه ، ج 2 ، ص 97 .