مقصود ما از مناسبات ايرانيان با حجاز ، صرف روابط دولتهاى حاكم بر ايران نيست ، بلكه روابط مردم دو سرزمين را نيز شامل مىشود .
2 . ايران
بنا به نوشته برخى محققان ، اختصاص يافتن نام ايران به اين كشور ، ظاهراً در عصر ساسانى وضع نهايى خود را يافته است . كاربرد ايران در نسبنامههاى قديمىتر ، كاربرد نام « اران » براى ناحيه شمالى رود ارس و ذكر نام « آريا » و « آران » در مورد درياچهاى كه سرزمين آريا در جوار آن قرار داشته ، نشانه قدمت اين واژه است . همچنين ذكر « ايرونى » در كناره غربى كوهستان قفقاز ، براى محل و قومى كه هنوز هم به زبانى از زبانهاى ايرانى سخن مىگويند ، در كنار كاربرد نامهاى ايروان ، اروند ، ارونه و ارونق و وجود نام « آريان » در آثار يونانى ، از پيشينه بلند اين نام در تاريخ حكايت مىكند . « 1 »
نكته قابل توجه ديگر درباره ايران ، آن است كه اين نام در قرون نخستين اسلامى ، مرسوم نبود و هر قسمتى از ايران ، به نامهاى محلى چون جبال ، آذربايجان ، خراسان و سيستان ياد مىشد . در تقسيمبندى كلى ، آن را سرزمين « فُرس » و در تقسيمبندى جزئى ، جبال ( جَبَل ) ، خراسان و آذربيجان ( آذربايجان ) مىخواندند . « 2 »
در دوران اسلامى و از حدود قرن چهارم و پنجم به بعد ، شاعرانى چون فردوسى نام ايران را در آثارشان ثبت كردهاند . « 3 » با وجود اين ، واژه ايران ، در اسناد ادارى ، تا زمان ايلخانان مغول ( 654 - 749 ه . ق ) كاربردى نداشت و از اين دوره به بعد ، به تدريج ، در نامهنگارىهاى ادارى و رسمى به كار رفت . ايلخانان مغول در ايران به عنوان يكى از
هامش
( 1 ) . تطور حكومت در ايران بعد از اسلام ، محيط طباطبايى ، ص 8 .
( 2 ) . در خصوص اين نامها در صفحات بعدى مطالبى آورده شده است .
( 3 ) . ايرانويچ ، ص 17 ؛ نام ايران در قرون نخستين اشعار فارسى ، صص 749 و 750 .