مناجات پرداخت و گفت : خدايا جز تو به كسى اميدوار نيستم . . .
همچنين ، ابو طالب در مواقع قحطى و خشكسالى ، برادرزادهء خود را به مصلى مىبرد و خدا را به مقام او سوگند مىداد و باران مىطلبيد و در اين مورد اشعار معروفى دارد كه در كتابهاى تاريخ وارد شده است . حتى پيامبر صلى الله عليه و آله ، خود هنگام مذاكره با بحيرا ، راهب « بصرى » ، تنفر خود را نسبت به بتهاى معروفِ عرب اظهار كرد .
آنجا كه راهب ، رو به او كرد و گفت : تو را سوگند مىدهم به حقِّ « لات و عزّى » مرا از آنچه كه مىپرسم ، پاسخگو . رسول گرامى صلى الله عليه و آله بر او پرخاش كرد و گفت هرگز مرا به « لات و عزّى » سوگند مده . چيزى در جهان نزد من مانند پرستش آن دو مبغوض نيست . آنگاه راهب گفت تو را به خدا سوگند مىدهم از آنچه كه من سئوال مىكنم مرا آگاه كن . رسول گرامى صلى الله عليه و آله فرمود : آنچه مىخواهى بپرس . « 1 »
همهء اينها گواهى مىدهد كه رسول گرامى صلى الله عليه و آله و پسران و خاندان عبد المطلب ، همگى خداپرست و موحد بودهاند و بهترين گواه بر يكتاپرستى او ، همان اعتكاف او قبل از بعثت در غار حرا است .
سيرهنويسان ، همگى اتفاق نظر دارند كه رسول گرامى ، سالى چند ماه در غار حرا به عبادت خدا مىپرداخت . امير مؤمنان صلى الله عليه و آله در اين مورد مىفرمايد :
« وَ لَقَد كانَ يُجاوِرُ في كُلّ سَنَة بِحَراء فَأراهُ وَ لا يَراهُ غَيرُهُ » ؛ « 2 »
« پيامبر در هر سال ، در كوه حرا اقامت مىگزيد ؛ من او را مىديدم و جز من كسى او را نمىديد » .
حتى روزى را كه او به رسالت الهى مبعوث شد در خود غار مشغول عبادت بود .
امير مؤمنان عليه السلام دربارهء اين بخش از زندگى پيامبر صلى الله عليه و آله چنين مىفرمايد :
« از روزى كه پيامبر صلى الله عليه و آله از شير بازگرفته شد ؛ خداوند بزرگترين فرشتهاى را براى تربيت او گمارد ، و آن فرشته شبها و روزها بزرگوارىها و خوىهاى نيك را به او مىآموخت » . « 3 »
هامش
( 1 ) . « تاريخ الخميس » ، ج 1 / 258 .
( 2 ) . « نهج البلاغة عبده » ، خطبهء 190 ، « فيض الاسلام » / 775 .
( 3 ) . مدرك پيش .