گاهى گفته مىشود : علت اينكه وى را عبد المطّلب خواندند ؛ اين بود كه چون وى ، در دامنِ پرمهر عموى خود « مطّلب » پرورش يافته بود و در عرف عرب به منظور تقدير از خدمات مربّى ، چنين كسانى را غلام آن شخص مىخواندند .
5 - عبد المطّلب
« عبد المطلب » ، فرزند هاشم ، نخستين جدّ پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله ، زمامدار و سرشناس قريش بود و در سراسر زندگى اجتماعى خود ، نقاط روشن و حساسى دارد . و چون حوادث دوران زمامدارىِ او با تاريخ اسلام ارتباط نزديك دارد ، از اين نظر برخى از اين حوادث زندگى او را مورد بررسى قرار مىدهيم .
شكى نيست كه ، انسان هر اندازه روح قوى و نيرومند داشته باشد ؛ سرانجام تا حدودى رنگ محيط را به خود مىگيرد و عادات و رسوم محيط ، در طرز تفكر او اثر مىگذارد . ولى گاهى مردانى پيدا مىشوند كه با كمال شهامت در برابر عوامل محيط ، ايستادگى نموده ، خود را از هرگونه آلودگى مصون مىدارند .
قهرمان گفتار ما ، يكى از نمونههاى كامل اين گروه است و در صفحات زندگى او نقاط روشنى وجود دارد .
اگر كسى متجاوز از هشتاد سال در ميان جمعى زندگى كند ، كه بتپرستى ، ميگسارى ، رباخوارى ، آدمكشى و بد كارى از رسوم پيش پا افتادهء آنها باشد ؛ ولى در سراسر عمر خود لب به شراب نزند ، و مردم را از آدمكشى و ميگسارى و بد كارى بازدارد ، و از ازدواج با محارم و طواف با بدن برهنه جداً جلوگيرى كند ، و در راه عمل به نذر و پيمان ، تا آخرين نفس پافشارى نمايد ؛ قطعاً اين مرد از افراد نمونهاى خواهد بود كه در اجتماعات كمتر پيدا مىشوند ! !
آرى ، شخصيتى كه در وجود او نور نبىّ اكرم صلى الله عليه و آله ( بزرگترين رهبر جهانيان ) به وديعت گذارده شده بود ؛ بايد شخصى پاك و پيراسته از هرگونه آلودگى باشد .
از حكايات و كلمات كوتاه و حكمتآميز وى چنين استفاده مىشود كه ، وى در آن محيط تاريك در شمار مردان موحّد و معتقد به معاد بوده است و