مخصوصى : « يا صباحاه » آنان را از اين پيشامد با خبر مىسازد . « 1 »
قريش كه كم و بيش از آئين او مطلع و آگاه بودند ، اين بار با شنيدن اين جمله آن چنان ترس دل آنان را فراگرفت كه يكى از سران كفر ( ابو لهب ) سكوت مردم را شكست ، روى به آن حضرت نمود و گفت : واى بر تو ما را براى همين كار دعوت نمودى ؟ سپس جمعيت متفرق شدند .
استقامت در راه هدف
رمز موفقيت هر فردى در گروِ دو چيز است :
اول : ايمان به هدف ؛
دوم : استقامت و كوشش در طريق نيل به آن ؛
ايمان همان محرك باطنى است كه خواهناخواه انسان را به سوى مقصد مىكشاند ، و مشكلات را در نظر او آسان مىسازد ، و شب و روز ، وى را براى نيل به مقصد دعوت مىكند ؛ زيرا هر گاه انسان ايمان داشت كه سعادت او در گروِ هدف مشخصى است ، قهراً نيروى ايمان او را به سوى هدف ( با تمام مشكلاتى كه دارد ) مىكشاند . مثلًا بيمارى كه بهبودى خود را در خوردن داروى تلخ مىداند ، آن را به آسانى مىخورد ؛ غواصى كه يقين دارد كه زير امواج دريا جواهرات گرانبهائى وجود دارد ، بدون دغدغه ، خود را در كام امواج دريا مىافكند ، و پس از دقايقى پيروزمندانه از دل موجها بيرون مىآيد .
قرآن مجيد ، اين مطلب را كه ( رمز كاميابى ، ايمان به هدف و استقامت در طريق آن است ) با جملهء كوتاهى بيان نموده ، آنجا كه مىفرمايد :
إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ ؛
« 2 » به راستى كسانى كه ايمان به خدا آوردهاند ، سپس در طريق تحصيل آن استقامت و بردبارى نشان دادهاند ( به طور مسلم به هدف خواهند
هامش
( 1 )
انَّما مَثَلى و مَثَلُكُم كَمَثَلِ رَجُل رَأى العَدوّ فانطَلَق يُريدُ اهلَهُ فَخَشى ان يَسبِقوهُ الى اهلِهِ فَجَعَلَ يُصيحُ « يا صباحاهُ » -
« سيرهء حلبى » ، ج 1 / 321 .
( 2 ) سورهء فصلت / 30 .