مخاطب ساخت و فرمود :
وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ ؛
« 1 » « خويشاوندان نزديك خود را از عذاب الهى بترسان . »
چنان كه دربارهء دعوت عمومى او را با آيهء :
فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ * إِنَّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ
« 2 »
؛
« به آنچه مأمور هستى آشكار كن و از مشركان كنارهگير كه ما تو را از شر دشمنان حفظ مىنمائيم » مخاطب ساخت . « 3 »
طرز دعوت خويشاوندان
طرز دعوت پيامبر صلى الله عليه و آله از خويشاوندان خود بسيار جالب بود . حقيقتى در آن روز آشكار شد كه بعدها اسرار اين دعوت روشنتر گشت .
مفسران در تفسير آيهء
وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ ،
و همچنين تاريخنويسان قريب به اتفاق چنين مىنويسند :
خداوند او را مأمور نمود تا خويشاوندان خويش را به آيين خود بخواند . پيامبر صلى الله عليه و آله نيز پس از بررسى جوانب ، به على بن ابى طالب كه آن روز سن او از سيزده يا پانزده سال تجاوز نمىكرد ، دستور داد كه غذايى آماده كند و همراه آن شيرى نيز ترتيب دهد . سپس چهل و پنج نفر از سران بنى هاشم را دعوت نموده و تصميم گرفت در ضمن پذيرايى از مهمانان راز نهفته را آشكار سازد . ولى متأسفانه ، پس از صرف غذا پيش از آن كه او آغاز سخن كند ، يكى از عموهاى وى ( ابو لهب ) با سخنان سبك و بىاساس خود ، آمادگى مجلس را براى طرح موضوع رسالت از بين برد . پيامبر صلى الله عليه و آله مصلحت ديد كه طرح موضوع را به فردا موكول سازد . سپس فردا برنامهء خود را تكرار كرده و با ترتيب يك ضيافت ديگر ، پس از صرف غذا ، رو به سران فاميل نمود و سخن خود را با ستايش خدا و اعتراف به وحدانيت وى آغاز كرد و بعداً چنين فرمود :
به راستى هيچگاه راهنماى يك جمعيت به كسان خود دروغ نمىگويد ؛ به خدائى كه جز او خداوندى نيست ، من فرستاده شدهء خدا به سوى شما ، و به عموم جهانيان هستم ؛ هان اى خويشاوندانِ من ، شما بسان خفتگان مىميريد ، و
هامش
( 1 ) . سورهء شعراء / 214 .
( 2 ) . سورهء حجر / 94 ، 95 .
( 3 ) . دربارهء دعوت عمومى در فصل آينده گفتگو خواهيم كرد .