اديال « 1 » مىخوابيديم و دريچهها را مىبستيم و سرد بود ، بالاى كشتى كه مىرفتم ، خيلى سرد بود ، و روزى ده دوازده مرتبه باران مىآمد و آفتاب مىشد ، كشتى فراوان كوچك و بزرگ ، و طرادههاى بسيار در روى دريا حركت مىكرد و ذغال سنگ فراوانى روى طرادهها حاضر كرده ، براى كشتىها كه بفروشند ، كشتى ما هم ذغال زياد خريد و به كشتى حمل كرد .
كانال سوئز
ظهر روز سه شنبه هيجدهم از « پرت سعيد » حركت كرد ، داخل « كانال سويس » « 2 » شد .
« پرت سعيد » شهرى است در كنار « بحر ابيض » ، در دم كانال واقع گرديده ، در اواخر قرن پانزدهم مسيحى ، كه « دماغه اميد » در جنوب « افريقا » كشف شد ، تجارت به كلى منقلب به آن طرف شد و بر بنادر « مارسيل » و « اسكندريه » و صور و . . . « 3 » و غيره صدمه زياد وارد شد ، خيلى تجارت آن جاها [ را ] متنزل نمود .
مهندس معروف فرانسوى « دويس » نام ، به بركت علم و دانش بين اين دو بحر عظيم كه « بحر احمر » و « بحر ابيض » باشد ، در مدت سى سال اتصال داده ، دوباره مدتى است كه تجارت اين بنادر را معاودت « 4 » داد .
داخل كانال كه شديم همه جا سمت راست ، خيابان بسيار با صفايى ، و اشجار سرو و كاج و نارنج ، راه آهن هم مىگذرد در وسط كانال ، به تفاوت بعضى جاها پنجاه ذرع و بعضى جاها سى ذرع وسعت دارد ، كشتى از وسط مىرود ، كنار كانال خيلى باصفا است ، هر دو سه فرسخ ، يك استپها « 5 » دارد ، بعضى استپها هم چشمههاى آب شيرين ، درختهاى مركبات ، عمارتهاى خوب ، گلهاى رنگارنگ ، به خصوص روز
هامش
( 1 ) - پتو .
( 2 ) - كانال سوئز .
( 3 ) - ناخوانا .
( 4 ) - برگشت .
( 5 ) - ايستگاه و توقفگاه .