در « عشق آباد » . . . در حينى كه در راه منتظر رسيدن بودم ، از طرف « قونسل مشهد » كه به « پطرزبورغ » مىرفت پيغامى آوردند كه قونسل مىگويد من در اينجا هستم و ميل دارم شما را ملاقات كنم . . .
در « نجف اشرف » . . . عصرى جناب مستطاب « آقا ميرزا مهدىزاده » ، « جناب حجةالاسلام » و جمعى ديگر از آقايان طلاب ديدن آمدند و فردا صبح ، « حضرت حجةالاسلام و المسلمين آقاى آخوند ملا محمد كاظم » - منّ اللَّه تعالى على الاسلام به طول بقائه - بعد از درس ، با جمع كثيرى از طلاب تشريف آوردند و دو سه ساعت توقف كردند . . .
روز جمعهاى « حجةالاسلام آقاى آخوند » دعوت به نهار فرموده بودند و مهمانى شايانى كرده زحمت بسيارى كشيده بودند . . .
الحق « جناب شريعتمدار آقاى حاجى شيخ على » و « جنابان حجة الاسلام آقاى صدر » و « جناب آقاى حاجى شيخ حسين ابن الشيخ » ، خيلى اظهار مرحمت و مهمان نوازى مىكنند . . .
در تهران . . . روز ديگر مهمان « جناب مستطاب شريعتمدار آقا سيد محمد نخل زكى » ، « جناب مستطاب حجة الاسلام آقا سيد عبداللَّه » بودم ، حقيقتا آقايان علماى « طهران » خيلى اظهار لطف كردند . . .
از عبارات فوق مىتوان فهميد كه « مرحوم ميرزا داود وزير وظايف » ، در عصر خود چهرهاى معروف و شناخته شده بوده است . ليكن على رغم تماسهايى كه با مسئولان محترم كتابخانه آستان قدس رضوى ، و نيز دانشمند محترم جناب حجة الاسلام و المسلمين آقاى الهى خراسانى رئيس بنياد پژوهشهاى انقلاب اسلامى مشهد ، و همچين عالم گرانسنگ جناب حجة الاسلام و المسلمين آقاى عطاردى داشتم و آنان نيز با محبت و لطف بسيار مرا يارى دادند ، ولى متأسفانه شرح حالى از نامبرده نيافتم .
« ميرزا داود » در بخشى ديگر از سفرنامهاش مىنويسد :
. . . از جمله اشخاص زاهد خوب دنيا ، كه در « نجف » ملاقات كردم ، « جناب شريعتمدار آقا سيد مرتضى كشميرى » بود . . . خيلى اظهار محبت كردند ، به مرحوم شهيد جد ما خيلى اظهار ارادت مىكردند و از نوشتهجات ايشان طالب بوده ، اظهار اشتياق مىكردند .
سفرنامه ميرزا داوود وزير وظايف ( فارسى ) — صفحة 19
مساهمون: داود بن علينقى وزير وظايف
ص١٩