قلاج . « 1 » تا دو ساعت به غروب مانده در بالاخانهء پير بازار بوديم . بارها رسيدند ، در زورق نشسته روانه شديم . نايبالصدر گيلان و محمدتقىخان قاجار هم كه به مكه معظمه مىرفتند در پير بازار حاضر شده به كرجى « 2 » نشستند . بعد از يك ساعت و نيم به كشتى سلطانى رسيده از زورق به كشتى رفتيم . كرجىهايى كه حامل اثقال بودند و بعضى اتباع در آن سوار بودند به كشتى سلطانى بسته شده به حركت افتاده و بسيار تماشا داشتند . والى و اكبرخان هم در كشتى بوده تا انزلى آمدند . يك ساعت از شب رفته وارد اسكلهء انزلى شديم . عمارات كنار اسكله را چراغان كرده بودند ، بسيار باشكوه بود و كشتى حاجى شيخعلى را هم كه شكتى تجارتى است و بسيار بزرگ ، نزديك اسكله بود ، آن را هم چراغان كرده بودند . لاجرم از كشتى سلطانى پياده شده به عمارت منچهرخان آمده ايستاده بودند و جمعى از حجاج هم به انزلى آمده بودند كه از اين راه به مكهء معظمه بروند . به همهء آنها مهربانى را به عمل آورده گذشتيم .
انواع كشتى بخار
بدان كه شتى بخار را به روسى پِراخْن مىگويند زيرا كه لفظ براخْتُ در لغت روس به معنى بخار است و به فرانسه واپور مىنامند ، به جهت آن كه لفظ واپور در لغت فرانسه به معنى بخار باشد و حركت كشتى بخار به دو قسم ممكن است . يكى به واسطهء چرخهاى پرهدار و ديگرى به واسطهء مارپيچ . قسم اول قديمتر از قسم ثانى است و واضع و مخترع كشتى بخار پرهدار پاين صاحب بوده است . طرز اختراع و سبب كشف اين مطلب را در كتب فيزيك كه از مسايل طبيعيه در آنها بيان مىشود مفصلًا نوشتهاند . اين سفرنامه را موقع ذكر آن نباشد . بالجمله بعد از آن كه پاپنصاحب كشتى بخار پرهدار را اختراع نموده و بساخت ، كشتى بانان ديدند اغلب آنها و پاروزنان به واسطهء اختراع كشتى بخار بيكار خواهند ماند ، كشتى پاپن را شكستند و مخترع را مأيوس نمودند . سالها اين اختراع متروك
هامش
( 1 ) . واحد طول معادل درازى هر دو دست .
( 2 ) . نوعى كشتى خرد كه براى بردن اسباب استفاده مىكنند .