حركت از ايران
حركت روز شنبه بيست و نهم شعبان 1297
از آنجا كه سفر حج در مسلمانى ركنى است از اركان و پايهاى است از پايههاى ايمان ، فرضى است مُبرم و قرضى است مُهم ، چنانچه ايزد تعالى فرمايد :
وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا ،
« 1 » در سال فرخنده فال لوُىئيل سعادت تحويل مطابق با سنهء يكهزار و دويست و نود و هفت هجرى ، اجازت اين سفر را از سركار اقدس اعلىحضرت قدر قدرت ظلاللهى - ارواحنا فداه - حاصل كرده خود را مهيّاى اين سفر ساختم و به تهيهء لوازم آن پرداختم و چون معاشرت و مصاحبت عالمى خبير و فاضلى بصير در همه وقت نيكو باشد ، لهذا جناب افتخارالواعظين حاجى ملّاابقر واعظ « 2 » را كه از اخيار و ابرار است به جهت مصاحبت خود در اين سفر اختيار كردم و راه اين مقصد را به معاشرت او پيمودم كه گفتهاند : مُعاشرة العلماء شرف الدنيا والاخرة .
هامش
( 1 ) . آل عمران ، 97
( 2 ) . حاجى ملاباقر واعظ از واعظان معروف اين دوره است . عضدالملك در سفرنامهء عتبات خود با اشاره به وعظ اومىنويسد : الحق واعظى به اين خوبى پيدا نشود ؛ گذشته از فضل و زهد و طراوت لسان و رشاقت بيان ، از دعاگويان خاص و فدويان مخصوص دولت ابد مناص است . سفرنامهء عتبات عاليات ، علىرضا عضدالملك ، به كوشش : حسن مرسلوند ، ج 162 ( تهران ، 1370 )